جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٩٦ - غزل ٢٦٧ هر كه را با خط سبزت سر سودا باشد
|
عاشقان را روز محشر با قيامت كار نيست |
كارِ عاشق، جز تماشاى جمال يار نيست |
|
|
از سر كويت اگر سوى بهشتم مى برند |
پاى ننهم گر در آنجا وعده ديدار نيست[١] |
|
|
ظلِّ ممدود خَم زلف توام بر سر بار |
كاندر اين سايه، قرارِ دلِ شيدا باشد |
|
آرى، عاشقان حقيقى را آرزويى جز اين نيست كه همواره محبوب خود را در سايه كثرات مظاهرت، چه در اين عالم و چه در عالم ديگر مشاهده نمايند؛ كه:
«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ»[٢]: (و هر جا باشيد، او با شماست.- همچنين: «أَلا! إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ»[٣]: (آگاه باشيد! كه او به هر چيزى احاطه دارد.- نيز:
٢٣٣٦
«إِلهى! عَلِمْتُ بِاخْتِلافِ الْآثارِ وَتَنَقُّلاتِ الْأَطْوارِ، أَنَّ مُرادَكَ مِنّى أَنْ تَتَعَرَّفَ إِلىَّ فِى كُلِّ شَىْءٍ حَتّى لاأَجْهَلَكَ فى شَىْءٍ.»
[٤]: (معبودا! از پى در پى آمدن آثار و مظاهر عالم و دگرگونى حالات دانستم كه در اين امر خواسته اى از من دارى و آن اين است كه خود را در هر چيز به من بشناسانى، تا در هيچ چيز به تو جاهل نباشم). و نيز ايشان آرزويى جز اين ندارند كه در سايه لطف و عنايات و تجلّيات او همواره بهرهمند باشند؛ كه: «وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا»[٥]: (و آنها را در سايه ابدى داخل مى كنيم.- نيز:
٢٠٣٤
«أَللّهُمَّ! وَاهْدِنا إِلى سَوآءِ السَّبيل، وَاجْعَلْ مَقيلَنا عِنْدَكَ خَيْرَ مَقيلٍ، فى ظِلٍّ ظَليلٍ، وَمُلْكٍ جَزيلٍ، فَإِنَّكَ حَسْبُنا، وَنِعْمَ الْوَكيلُ!»
[٦]: (خداوندا! ما را به راه راست هدايت نما، و آرامگاه ما را در نزدت بهترين آرامگاه، در سايه ابدى [رحمتت] و.
[١] - مناجات نامه خواجه عبد اللَّه انصارى.
[٢] - حديد: ٤.
[٣] - فصّلت: ٥٤.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٣٤٨.
[٥] - نساء: ٥٧.
[٦] - اقبال الاعمال، ص ٦٨٠.