جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٥٩ - غزل ٢٦٢ واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مى كنند
خواجه در اين غزل در مقام تمجيد و تشويق آنانكه در طريق فطرت و عشق جانان قدم گذاشته و از پوست به مغز پرداخته اند بوده، و از علما و اهل ظاهر زمان خود كه تنها به گفتار و كردار قشرى اكتفا نموده و عامل به علم خود نبوده اند و از وعظ و محراب جز دنيا چيزى را اراده نكرده اند و به فكر آخرتشان نيستند خبر داده و مى گويد:
|
واعظان كاين جلوه درمحراب و منبرمى كنند |
چون به خلوت مى روندآن كار ديگر مى كنند |
|
عالمان و واعظان و اهل محراب و منبرى كه تنها به قدس ظاهرى و گفتار فريبنده كفايت كرده اند و گويا آن دو را براى طلب جاه و مقام و فريب دادن مردم اختيار نمودهاند، آنگاه كه از اجتماع دور مى شوند آن گونه كه مى گويند و خود را نشان مى دهند نيستند كه
١٩٧٢
«آفَةُ العُلَماءِ حبُّ الرِّياسَةِ»
[١]: (آفت علما، دوست داشتن رياست و مقام مى باشد- نيز:
١٩٧٣
«كَفى بِالْمَرْءِ غِوايَةً انْ يَأمُرَ النَّاسَ بِما لا يأتَمِرُ بِهِ، وَيَنْهاهُمْ عَمّا لا يَنْتَهى عَنْهُ»
[٢]: (در گمراهى شخص همين بس كه مردم را به چيزى كه خود عمل نمى كند امر نمايد، و از چيزى كه خود پرهيز ندارد نهى كند- همچنين
١٩٧٤
«اشَدُّ النَّاسِ نَدَماً عِنْدَ الْمَوْتْ الْعُلَماءُ الْغَيْرُ الْعامِلينَ»
[٣]: (پشيمانترين مردم وقت مردن علما و پيشوايان غير عامل به علم خود هستند.).
[١] - غرر و درر موضوعى، باب الرّياسه، ص ١٣٠.
[٢] - غرر و درر موضوعى، باب الموعظة، ص ٤٠٨.
[٣] - غرر و درر موضوعى، باب العلم، ص ٢٦٦.