جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٤١ - غزل ٢٥٩ نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد
پيامبر تو بزرگ رسولانت است، شعبانى كه به رحمت و خشنودىات پيچيدهاى.- در رمضان شب قدرى است كه از هزار ماه بهتر مى باشد؛ كه:
١٩٥٠
«وَجَعَلْتَ فيهِ لَيْلَةَ الْقَدْرِ، وَجَعَلْتَها خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ.»
[١]: (و شب قدر را در آن ماه قرار داده و آن را بهتر از هزار ماه گرداندى.- خداوند، بندگان را به ميهمانى خود خوانده؛ كه:
١٩٥١
«وَهُوَ شَهْرٌ دُعيتُمْ فيهِ إِلى ضِيافَةِ اللَّهِ.»
[٢]: (و ماه رمضان، ماهى است كه در آن به ميهمانى خدا دعوت شدهايد.)
|
مطربا! مجلس انس است، غزل خوان و سرود |
چند گويى كه چنين است و چنان خواهدد |
|
اى آن كه با خوانندگى و غزل خواندن خود، اهل دل را به وجد و طرب مىآورى! حال كه مژده وصالمان دادهاند، بى پروا غزل بخوان، و با آواز خوش خود مجلس انس ما را بيآراى، و مگو اگر بخوانم، چنين و چنان خواهد شد و نااهلان از كار ما مطّلع مى شوند. بگذار آگاه شوند و بدانند كه هجران ما پايان يافته و دوست را با ما عنايتها است كه چنينيم؛ لذا باز مى گويد:
|
گرزمسجدبه خرابات شدم، عيب مكن |
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد |
|
اى واعظِ خرده گير! بر من عيب مگير كه چرا از مسجد و عبادات قشرىِ محض دست كشيدى و توجّه به عبادات لبّى با اخلاص نمودى، و ذكر دوست و عشق او را بر مجلس موعظهام مقدّم داشتى و به خرابات شدى؛ زيرا من ترسيدم اگر به گفتارت گوش فرا دهم به طول انجامد، و فرصت از دست برود و از مجلس اهل دل (كه مژده ديدار محبوبم داده بودند) باز مانم.
|
حافظ از بهر تو آمد، سوىِ اقليم وجود |
قدمى نِهْ به وداعش، كه روان خواهد شد |
|
[١] - اقبال الاعمال، ص ٢٤.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٢.