جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٣ - مقدمه سيماى عقل از نظر خواجه
عقلهاى بلند در كوچكترين چيزها و در نزديكترين نزديكيها [و آشكارترين آشكارها] ى آن حجابها حيران گشته است.).
١٠-
«وَقَدْ ضَلَّتْ فى إِدْراكِ كُنْهِهِ هَواجِسُ الأَحْلامِ؛ لأَنَّهُ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تَحُدَّهُ أَلْبابُ الْبَشَرِ بِالتَّفْكيرِ.»
[١]: (و به طور قطع، خطورات عقلها در ادراك كنهش [خدا] گمراه هستند؛ زيرا او بزرگتر از آن است كه عقول بشر او را با انديشه خود [به صفت يا كمالى] محدود كند.).
١١-
١٧٩٦
«فَمَنْ ساوى رَبَّنا بشَىْ ءٍ فَقَدْ عَدَلَ بَهِ ... لأَنَّهُ اللَّهُ الَّذى لَمْ يتَناهَ فِى الْعُقُولِ فَيَكُونَ فى مَهَبِّ فِكَرِها مُكَيَّفاً، وَفى حَواصِلِ رَوِيّاتِ هِمَمِ النُّفُوسِ مَحْدُوداً مُصَرَّفاً.»
[٢]: (پس كسى كه پروردگار ما را با چيزى مساوى قرار دهد از او عدول كرده ... زيرا او خدايى است كه در عقلها منتهى نگرديده (عقلها او را درك نمى كنند) تا در محلّ جريان انديشه هايشان اندازه گرفته شود، و در حوصله انديشههاى [ناشى از] عزم نفوس، محدود و متغيّر باشد.).
١٢-
«وَلا تُقَدِّرُهُ الْعُقُولُ.»
[٣]: (و عقلها نمى توانند اندازه اى براى [عظمت] او مشخّص نمايند.).
از كلمات فوق معلوم شد كه عقل در شناسايى حضرت حق سبحانه عاجز مى باشد و تنها راهنماى به او و عبوديت او كه غرض غايى خلقت است مى باشد، زيرا او را جز به او نمى توان شناخت؛ چنانكه در دعاى ابو حمزه ثمالى مى خوانيم:
١٨٥٠
«بِكَ عَرَفْتُكَ.»
[٤]: (تو را به خودت شناختم.- نيز در حديث آمده:
١٨٥١
«إِعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ.»
[٥]: (خداوند را به خود او بشناسيد.- همچنين در دعاى صباح است:
٢٧٤٤
«يا مَنْ دَلَّ على ذاتِهِ بِذاتِهِ!»
[٦]: (اى خدايى كه خود بر ذات خويش رهنمون شدى!) علاوه بر اين، عقل مخلوق است، و مخلوق محتاج.
[١] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٢٧٥، روايت ١٦.
[٢] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٢٧٧، روايت ١٦.
[٣] - بحار الانوار، ج ٤، ص ٢٩٣، روايت ٢٢.
[٤] - اقبال الاعمال، ص ٦٧.
[٥] - اصول كافى، ج ١، ص ٨٥، روايت ١.
[٦] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ٢٤٣.