جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١١١ - غزل ٢٥٤ مژده اى دل كه دگر باد صبا باز آمد
٢٠٢٩
إِلى رَفيعِ الدَّرَجاتِ.»
[١]: (معبودا! مرا [ما را] از برگزيدگان و نيكان قرار ده، و مرا [ما را] به صالحان و شايستگان كه به اخلاق و صفات پسنديده سبقت جسته، و به سوى خيرات شتافته، و به اعمال پايدار و شايسته پرداخته، و براى نيل به درجات بلند مى كوشند، ملحق نما.)
|
گر چه ما عهد شكستيم و گنه، حافظ كرد |
لطف او بين كه به صلح، از در ما باز آمد |
|
اگرچه بندگان عهد عبوديّت را شكستند و به فرمان خدا گوش فرا ندادند كه:
«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي، هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ»[٢]: (اى فرزندان آدم! آيا با شما پيمان نبستم كه شيطان را نپرستيد، كه بدرستى او دشمن آشكار شماست، و مرا بپرستيد، كه اين راه راست و صراط مستقيم مىباشد.- خواجه هم در اين امر گنهكار گشت؛ ولى دوست با لطف و عنايتى كه همواره به ما بندگان داشته و دارد، از دَرِ صلح و آشتى در آمد و به صراط مستقيمِ عبوديّتش پذيرفت.
و ممكن است منظور خواجه از اين بيت، يادآورى جريان عهد شكنى حضرت آدم ٧ كه: «وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ، فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً»[٣]: (و بدرستى كه پيش از اين با آدم عهد و پيمان بستيم، ولى او فراموش نمود و عزم و تصميم جدّيى در او نيافتيم.- نيز توبه آن حضرت و برگزيده شدنش باشد؛ كه: «ثُمَّ اجْتَباهُ رَبُّهُ، فَتابَ عَلَيْهِ وَ هَدى»[٤]: (سپس پروردگارش او را برگزيد، و در نتيجه، به او رجوع نموده و توبهاش را پذيرفته و هدايت نمود.).
[١] - بحار الانوار، ج ٩٤، ص ١٤٧.
[٢] - يس: ٦٠ و ٦١.
[٣] - طه: ١١٥.
[٤] - طه: ١٢٢.