ترجمه خصال شيخ صدوق - جعفري، يعقوب - الصفحة ٣٣٣ - استدلال امير مؤمنان على(ع) با چهل و سه دليل در برابر ابو بكر
سپردند از او عذر خواهى كند و كمعلاقگى و بىاعتنايى خود را نسبت به خلافت ابراز كند. به همين جهت در هنگام بىخبرى نزد حضرتش آمده و از او اجازه ملاقات خصوصى خواست و آنگاه گفت: سوگند به خدا! اى ابا الحسن! من در اين موضوع زمينه سازى نكرده بودم و در آنچه هم اينك گرفتارم رغبتى نداشتم و بر آن حرص نمىورزيدم و به خود مطمئن نيستم كه بتوانم نيازهاى امّت را برطرف سازم، نه نيروى مالى دارم و نه افراد زيادى از خاندانم، و نمىخواستم آن را از ديگرى بربايم، پس براى چه تو از من چيزى را كه سزاوارش نيستم به دل گرفته و نسبت به من در اين موضوع ناخرسندى نشان داده و با ديده بدبينى به من مىنگرى؟
امام فرمود: على ٧ به او فرمود: اگر تمايل به اين كار ندارى و بر آن حرص نمىورزى و به خود مطمئن نيستى كه بتوانى به اين امر قيام كرده و نيازمندى مربوط به آن را روا سازى چرا به آن تن دادى؟ ابو بكر گفت: به جهت حديثى است كه از پيامبر خدا ٦ شنيدم كه:
«خداوند امّت مرا بر گمراهى گرد هم نمىآورد» هنگامى كه اجتماع آنها را ديدم از حديث پيامبر پيروى كردم و محال دانستم كه اجتماع آنان بر خلاف و هدايت باشد و زمام پذيرش را به آنان سپردم، اگر مىدانستم كه كسى مخالفت مىكند از پذيرش آن خوددارى مىكردم.
على ٧ فرمود: در مورد حديثى كه از پيامبر ٦ نقل كردى كه: «خداوند امّت مرا بر گمراهى گرد هم نمىآورد» در اين صورت آيا من از اين امّت بودم يا نبودم؟ گفت:
آرى، بودى، فرمود: همچنين آن گروهى كه از بيعت با تو خوددارى كردند؛ سلمان، عمّار، ابا ذر، مقداد، ابن عباده، و افراد ديگرى از انصار، آيا از امّت بودند يا نه؟ گفت:
همه اينان از امّت بودند. على ٧ فرمود: پس چگونه به حديث پيامبر ٦ استدلال مىكنى كه همچون افرادى از بيعت با تو خوددارى كردند با اين كه در ميان امّت كسى بر آنان ايراد نگرفته و آنان در صحابى بودن پيامبر ٦ و خيرخواهى او كوتاهى نداشتند. ابو بكر گفت: من هنگامى از مخالفت آنان آگاه شدم كه كار خلافت استوار شده بود و من بيم داشتم كه اگر خلافت را از خود دور كنم كار سختتر گشته و مردم از دين برگردند و مبارزه با شما براى پذيرش من، براى دين آسانتر و نگاهدارندهتر از اين بود كه مردم به جان همديگر افتاده و به دوران كفر بازگردند و مىدانستم كه علاقه تو نسبت به بقاى مردم و دين آنها از من كمتر نيست.
على ٧ فرمود: آرى چنين است، ولى براى من بازگو كن كسى كه شايستگى اين امر را پيدا مىكند با چه ويژگيهايى آن را پيدا مىكند؟ ابو بكر گفت: با خيرخواهى، وفا، رفع چاپلوسى و بخشش بيجا، روش نيكو، اظهار دادگرى، دانش كتاب و سنّت و