درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٥ - الحديث الاول
حال منام و صحنه مثالى از جمله شواهد قطعى نيل بمقام نبوت است هم چنان كه اشاره شد كه منام ارواح قدسيه پيامبران شدت توجه روح است بحقايق و اسرار آفرينش و عالم ملكوت
و يسمع الصوت:.
از جمله آثار نصاب مقام و منصب نبوت آنست كه با قلب نورانى خود القائات و تعليمات غيبى را مىفهمد و مىيابد زيرا مراد از صوت صداى محسوس قوه سامعه و حس شنوائى نيست و فرشتگان مقرب در مقام تفهيم و تعليم هرگز حاجت بايجاد صوت و خرق هوا نخواهند داشت بلكه رابطه آنان با انبياء و پيامبران رابطه قلب است كه حقيقت را به قلب نورانى پيامبران القاء مىنمايند قلب نورانى پيامبر نيز اين حقيقت و معنا را بهيئت لفظ مىفهمد و در روان خود آن حقيقت القاء شده را بطور موهبت وجودى مىيابد.
بالاخره مراد از شنيدن نه حس ظاهرى است بلكه شنيدن روح و قلب است با مشاعر درونى كه اساس قواى ظاهرى است مانند هاتف غيبى كه كلام و حقيقتى را به قلب نورانى پيامبر القاء نمايد بدون اينكه هاتف را مشاهده نمايد.
اين دو صفت از صفات مقام نبوت است كه با قلب و روح رابطه مستقيم دارد و مشاعر ظاهرى هيچ گونه دخالت نخواهند داشت اين دو صفت و كمال نفسانى و روانى را مقايسه نمائيم با صفت تحديث و محدث بفتح كه از قول صادع صلّى اللَّه عليه و آله استفاده مىشود بر اينكه
(ان من امتى متكلمين محدثين)
و هم چنان كه مفاد آيه كريمه جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ كه صفت محدث بفتح از صفات اوصياء طاهرين عليهم السّلام معرفى فرموده است.
و هم چنين قرآن كريم را نور درخشان معرفى نموده كه بر قلب نورانى هر يك از اوصياء عليهم السّلام تابيده و پيوسته بدان وسيله اسرار و بطون آيات قرآنى را استفاده مىنمايند و از جمله آنها احكام اسلامى و فقه و فلسفه و معارف و علم