درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٩٣
و آشكار بوده و برخى مخفى و پنهان بودهاند.
هم چنان كه هنگام ولادت ابراهيم عليه السّلام حق تعالى او را از نظر مردم پنهان داشت زيرا سلامت او در آن زمان كه سلطنت نمرود پادشاه بود و ابراهيم در زمان ولادت مدتها ناگزير بود پنهان بماند و معرض آگهى مردم قرار نگيرد زيرا پادشاه نمرود فرزندان مردم را بقتل ميرسانيد از بيم آنكه ابراهيم بدنيا نيايد و با او معارضه نمايد تا هنگامى كه ابراهيم عليه السّلام برشد رسيد و شايسته قيام بدعوت شد پادشاه نمرود و عموم نمروديان را دعوت بتوحيد و خداپرستى مىنمود تا اينكه او را محكوم كرده و به آتش افكندند حق سبحانه او را نجات بخشيد.
هنگام وفات ابراهيم خليل عليه السّلام نيز بهمين منوال كه افرادى بسمت رسالت منصوب بودند و يا بوراثت مقام وصايت را داشتند برخى ظاهر و آشكار بودند و برخى نيز پنهان و مخفى تا هنگامى كه موسى كليم عليه السّلام بدنيا آمد و از خوف فرعون مادرش او را به تخته پارهئى نهاده او را بدرياى نيل افكند چون خبر قيام رسالت موسى كليم در اذهان عموم بود.
بدين وسيله موسى كليم كودك نيل از خطر قتل رهائى يافت بلكه در كنار فرعون دشمن خود جا داشت و مورد مهر و محبت فرعون و ملكه قرار گرفت طبق آيه كريمه لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ تا اينكه هنگام رشد موسى كليم عليه السّلام فرا رسيد در اثر قتل قبطى ناچار بفرار از مصر شد و بمدين فرار نمود و ده سال در جوار شعيب رسول خطيب الأنبياء عليه السّلام بزندگى نهانى خود ادامه داد و سپس در كوه طور بمقام سامى كليم نائل و برسالت بسوى قبطيان اعزام شد.
هم چنين پس از وفات موسى كليم عليه السّلام اوصياء بودند كه تا زمان ولادت عيسى مسيح عليه السّلام كه گروهى از آنان بطور پنهانى مدتها زندگى نموده و برخى ديگر بطور علن و هنگام ولادت عيسى فرا رسيد حق سبحانه او را بطور علن از نظر