درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٧ - الحديث الخامس من باب صفات الذات
محدوديت و فناء و تجدد و زوال است و در حقيقت كن ايجادى آغاز خلقت و مراتب بىنهايت نظام طبع بمنزله فيكون و اخبار از تحقق اشياء و موجودات جهان است و كثرت نامتناهى و تدريجى هرگز به بساطت علم وحدانى خلل نخواهد داشت زيرا از جمله منازل علم وحدانى بسيط است و خطاب كن در زمانيات عبارت از مواد و قابليات است و در مورد عقول عبارت از ارواح و ماهيات و اعيان ثابته است سبق و لحوق بقياس يك ديگر است و بقياس عالم ازل بمنزله نقطه در حيطه قيوميت خواهند بود.
خلاصه هر يك از منازل عوالم وابسته بواسطه صفت قيوميت حق سبحانه خواهد بود و لحظهاى اين رابطه ذاتى از هيچ يك از منازل امكانى انفكاك پذير نيست و سرّ ارتباط عالم ازل بعوالم و منازل امكانى تدريجى نامتناهى همين است.
و قول باينكه علم حق سبحانه بطور ارتسام و حصول و يا حلول صورتهاى معلومات در ذات كبريائى بوده صحيح نيست.
زيرا علم حصولى و ارتسامى انفعالى است لا محاله عارض و استكمالى خواهد بود گر چه ازلى نيز لوازم متأخر از ذات قدس باشد صحيح نيست با اينكه اشراق نور سرتاسر عالم و موجودات را يكايك بطور تجدد امثال هر لحظه فرا ميگيرد چگونه تصور ميرود فياض على الاطلاق احاطه ازلى علمى و شهودى و اشراقى بر آنها نداشته خلف فرض است.
ساحت ربوبى لا يزال ثابتا قادرا خالقا في الازل و لا مقدور و لا مخلوق با موسى كليم عليه السّلام سخن و تكلم ميفرمود هنگامى كه موسى بصحنه هستى قدم ننهاده و با ساير انبياء و رسولان بهمين منوال اشاره لطيفه است به حقيقت امر و اينكه هرگز اين گونه افعال و آثار متغير و متحول سبب تحول و تغيرى در حريم قدس نخواهد بود بلكه مجموع عوالم همانند لحظهئى است كه در حيطه قيمومت ازلى كبريائى بوده و هستند زيرا از آن مقام جز تابش نور و فيض هستى منبعث نبوده و نخواهد بود و اما تجدّد و تبدل كه اساس نظام و لازم