درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤٤ - پرتوى از تجسم عمل
بالاخره فعل اختيارى بمنزله صورت و فعليت و ظهور كمون بشرى است از نظر اينكه روح كه تعلق تدبيرى بر اعضاء و جوارح خود دارد در نظام طبع حركات و سير كمالى و تحولات حقيقى خود را بمعرض تحقق خواهد گذارد و در كمون و درون خود نيز همه لحظات و حركات خود را ضبط و ثبت خواهد نمود گويا كه خود قوىترين و گرامىترين كاتب سرائر خود مىباشد كه هر چه را از حركات و افعال از او صادر شود از كمون او سرچشمه گرفته و با او نيز باز خواهد گشت با تفاوت اينكه آنچه از حركات طبيعى جوارح از او صادر شده هر لحظه توأم با فناء و زوال بوده ولى صورت ذهنى و صورت درونى و حياتى آن در كمون روح ثابت و ضبط شده است ولى از نظر اينكه روح در تدبير و اراده خود نيز پيوسته در تغيير و تبدل است نيروى و قدرت آن را بطور موقت خواهد داشت و پس از اندك مدتى بطور حتم از نظر عجز و قصور ظرفيت حافظه روح صورت خيالى آن فعل اختيارى محو خواهد شد (كان لم يفعل) مانند اينكه فعلى از او صادر نشده است ولى اثرى ضعيف در درون و نيروى خيال فاعل مختار خواهد ماند زيرا كه كمال انسانى به نسيان و فراموشى سپرده مىشود.
بديهى است در اثر ضعف نيروى درونى و روانى بشر همه حركات و سكنات و لحظات و خاطرات ذهنى و درونى و فعل خارجى خود را بطور كامل ضبط مينمايد بطورى كه پيوسته متذكر و بآن توجه كامل داشته باشند و در نتيجه پس از گذشت زمانى در اثر ورود خاطرات ديگر بتدريج صورت حوادث گذشته از صفحه نيروى حافظه و خيال محو خواهد شد.
بر اين اساس پس از گذشت مدتى خاطرات سابقه هيچ يك اثرى در روان نخواهند داشت و پس پرده فراموشى خواهد ماند و بدين منوال لحظات و ساعات و روزگار هر فردى از بشر سپرى خواهد شد و هنگام كه در آستانه مرگ در آيد و مدت زندگى او بپايان رسد از خاطرات روزگارهاى گذشته چيزى