درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٢ - نفخه روح
و سبب تحريك بدن و اعضاء و جوارح است بدين نظر داخل در ماديات و از جمله طبيعيات خواهد بود و به لحاظ نفس نيروى الهى و نار ملكوتى معنوى و عقل فعال است و مجرد و نوع واحد است كثرت افراد و اشخاص چگونه صورت خواهد گرفت از جمله اقوال كه گفته شده آنست كه معيت و رابطه نفس با بدن عنصرى خود معيت و مضاف حقيقى نخواهد بود از اينكه تصور هر يك از بدن و نفس مستلزم تصور ديگرى نخواهد بود و محتمل است معيت و رابطه آن دو معيت و رابطه عارضى و مضاف شهودى باشد از نظر اينكه فساد يكى از آن دو موجب فساد آنچه عارض ديگرى است يعنى فساد و قطع تعلق ميان آن دو باشد بر اين اساس بدن و اعضاء علت قبول تعلق نفس و تدبر آن خواهد بود و ربطى بجوهريت و ذات نفس نخواهد داشت.
بعبارت ديگر جنين و بدن و جوارح شرط تعلق و تدبير نفس است باينكه از عالم ما وراء در اثر اقتضاء جنين حق تعالى نيروى غيبى ادراكى و شعورى بطور قوه و استعداد را به جنين القاء فرمايد و زمام تدبير و حيات اعضاء و جوارح را خود بعهده بگيرد و نام آن نيروى غيبى ادراكى همانا نفخه روح است كه پرتو ربوبى است.
و محتمل است از آيه كريمه وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي نيز اين معنى استفاده شود كه نفخه و دميدن نيروى غيبى ادراكى و شعورى از ما وراء به جنين باشد و چون نيروى غيبى هيولى و نفس قوه ادراك و شعور است بدون اينكه واجد صورت علمى باشد لا محاله نيروى غيبى و بالقوه مجرد است ولى تعلقى خواهد بود يعنى موجود جزئى و قوه محض است و فاقد هر گونه ادراك و شعور خواهد بود كه از ايجاد آن تعبير به دميدن شده است كه عرض است و سبب توجه و افاضه نفس به جنين خواهد بود.
بر اين اساس نفوذ بشرى از مقوله موجودات مجرد متفق النوع نخواهند بود بلكه قوه و نيروى ادراكى و شعورى خواهند بود و موجود غيبى و تعلق است يعنى در اثر تعلق به جنين حدى از وجود استقلالى و ادراكى خواهد بدست آورد