درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٦ - الحديث التاسع و هو الثالث و الستون و المائتان
نمودهاند كه مراد نفى ديدن و بينائى حسى خارجى است صحيح نيست زيرا اين معنى هرگز مطرح نيست و مستغنى عنه است نبايد اين چنين گمان نمود و ذات قدس ربوبى اجل و اعزّ از آنست كه در باره او گمان رود كه جسم متحيز است و قابل ديدن و بينائى حسى قرار ميگيرد.
اين معناى غلط و فاسد و بر خلاف صريح برهان و آيات قرآنى است بلكه مراد نفى رؤيت خيالى و تعقلى است كه اوسع از رؤيت حسى است زيرا حس متعلق بموجود خارجى محسوس كه داراى خصوصيات مخصوص و متحيز است و نيروى خيالى و عاقله اوسع است هيچ يك از خصوصيات مادى و ديگر مشخصات در آن دخالت نخواهند داشت.
و مراد از كلمه عمى العيون عدم احاطه قوه واهمه و قوه خيالى است نه احاطه نيروى ديدگان حسى هم چنان كه گفته مىشود فلان شخص بصيرت دارد بر شعر و يا احاطه دارد بر مسائل فقه و با شناسائى در همه اينها امر علمى و نظرى و از شئون قوه خيال و تعقل است نه امر محسوس و هرگز با ديدگان حسى نمىتوان بر دقايق و لطافت شعرى و تناسب سجع و قافيه آگهى يافت و يا بر دلايل و مبانى مسائل فقه از طريق حس راه يافت و استنباط نمود.
نيرومندترين انوار حسى عبارت از نور خورشيد است و بطور كلى نور چه حسى باشد و يا نور خيالى و يا ادراك نفسانى و يا شهود عقلانى و يا نور و موهبت الهى كه افاضه فرمايد همه از يك سنخ هستند و نور و شهود امر بسيط است و و تفاوت آنها بر طبق مراتب شدت و ضعف آنها خواهد بود.
زيرا حقيقت نور همانا ظهور است باينكه خود ظاهر و آشكار باشد و نيز مظهر و ظاهركننده غير باشد و چيزى ظاهرتر از نور نخواهد بود از اين جهت كاشف و معرف نخواهد داشت و هر چه از شدت و ظهور نور معنوى قويتر باشد