درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٥ - الحديث التاسع و هو الثالث و الستون و المائتان
كه ساحت ربوبى اجل از آنست كه در باره او اين احتمال غلط و بر خلاف حقيقت نفى شود بلكه مراد نفى احاطه قوه واهمه است از حريم ربوبى و نظر در كريمه بمعنى چشم و ديدگان عضو حسى نيست بلكه مراد نفى قوه تعقل و قوه خيال است بدليل آيه كريمه قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ و معنى آن بصيرت و ادراك و فهم آيات الهى است كه سبب جلب توجه و فكر بشر بمعرفت حق سبحانه مىشود.
زيرا آيات الهى قابل بينائى و نظر حسى نيست يعنى ديدنى نخواهد بود بلكه فهميدنى و قابل ادراك و فهم نيروى عاقله خواهد بود بدليل كريمه لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ مبنى بر اينكه نابينائى حسى خارجى نفى نشده بلكه مراد نابينائى قلب و عقل و عاقله است.
زيرا نفى بينائى حسى خارجى امر مفروغ عنه است و حق سبحانه هرگز مورد احاطه بينائى حسى خارجى نخواهد شد كه از شئون چشم و متحيز خارجى است و آنچه مورد نفى است همانا نيروى واهمه و نيروى عاقله است زيرا نيروى واهمه همانا نيروى تعقل است و مدركات واهمه نيز همانا مدركات عاقله خواهد بود و فرق آن دو بشدت و ضعف است و در صورتى كه نيروى عاقله ناقص باشد و علاقه بامور خارجى و مادى داشته باشد.
در اين صورت معانى كلى حقيقى را نمىتواند بطور كامل تعقل نمايد جز در صورتى كه توأم با ماده و موجود خارجى باشد از نظر قصور نيروى تعقل و قوت و غلبه نيروى حسى خارجى هر آنچه را كه با نيروى واهمه پندارد گمان كند كه با ديدگان آن را مشاهده نموده است از نظر اينكه انسان بطبع ساده خود اليف حس است.
خلاصه آنچه كه علماء اهل سنت در باره آيه شريفه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ گمان