درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦١ - مقام قدسيان
نتيجه آنست كه ابليس در اثر خودخواهى و اظهار علو و استكبار و بخود بستگى در مقام معارضه با ساحت قدس ربوبى برآمد و پس از طرد از رحمت در خواست نمود كه حق سبحانه باو موهبت ديگر بفرمايد تا آخر دنيا و تا وقت غير معلوم او را مهلت دهد كه در مقام معارضه با ساحت كبريائى برآيد زيرا ابليس فهميد كه بشر در او خصلتها از جمله نيروى واهمه و خودخواهى نهاده شده و همه افراد بشر اين چنين نيروى پليد بطور اقتضاء در روح آنان نهاده شده است.
بدين وسيله ميتواند همه افراد بشر را بضلالت افكند جز عباد مخلص و خالص را كه در مقام عبوديت خالص از هر شائبه و نيرنگ خواهند بود استفاده مىشود كه ابليس بهمه خصوصيات عباد مخلصين توجه داشته و فهميده و نورانيت و روحانيت آنان را تصديق دارند و از اغواء آنان مأيوس و نااميد است و نيز استفاده مىشود كه عالم بود كه آدم ابو البشر از جمله مخلصين و عباد خاص ساحت ربوبى است و صاحب روح قدس و مقام تعليم اسماء و صفات حسنى را دارد و به فرشتگان تعليم نمود.
اما با همه اين جريانات بطور مغالطه در مقام احتجاج برآمد بامرى كه خود به بطلان آن اقرار نمود كه خاك و آب پذيرش محض است و شايسته تعلق و تدبير روح قدس است بآن نتيجه اينكه خاك از آتش بهتر و فضيلت آن زياده بر تصور است هم چنان كه خاك از لحاظ تحولات طبيعى نيز قابل است كه بصورت طلا و سيم و زر و فيروزج و برليان و ياقوت و ساير فلزات و معادن قيمتى درآيد بالاخره كمال و تكامل در پذيرش است.
حق سبحانه واجب الوجود و الصفات بذات قدس خود علم دارد و نيز علم و احاطه بهمه موجودات و اشياء خواهد داشت و هم چنين به علل و اسباب و وسائط آنها و علم او سبب وجود اشياء و اراده ايجاد آنها است بدون اينكه غرض از خلقت