درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٤ - ترجمه سؤالات ابليس
و اما پاسخ از آنست كه حق سبحانه علم ازلى داشت كه ابليس در مقام تمرد و عصيان برميآيد بچه جهت او را آفريد و حكمت آنچه بوده است.
پاسخ آنست كه آنچه حق سبحانه خلق نموده و آفريده است همانا وجود و اشراق هستى است بهر چه بزبان حال درخواست هستى بنمايد از جمله ابليس بود كه بزبان حال خواستار وجود و هستى و دخول در عالم وجود بود حق سبحانه نيز نظر باينكه اشراق هستى عدل و پاسخ مسألت ابليس بوده او را خلق فرمود و ماهيت و ذات او كه پليد و ظلمانى و خبيث بوده از لوازم ذات و ذاتى او است حق سبحانه فقط باو وجود و هستى اشراق نمود و اما پليدى و ظلمت ذاتى او بوده و مجهول حق سبحانه نبوده و از دائره وجود خارج است بلكه مصب وجود ماهيت و ذات پليد ابليس بوده است و غير مجهول است يعنى ربط بوجود و شئون وجودى و نه بساحت كبريائى ارتباط نخواهد داشت بديهى است كه پليدى و ظلمانى لازم ماهيت و ذات ابليس بوده هم چنان كه اعتراف مىنمايد و ميگويد با اينكه عالم بود كه ابليس در مقام تمرد برميايد بچه جهت حق سبحانه او را خلق نمود خلاصه تفاوت ماهيات انواع و اصناف و اشخاص بر حسب ذات و كمون ذات آنها است و از جمله لوازم ذات آنهاست و ربطى بجعل و خلق و آفرينش نخواهد داشت و هر يك از ماهيات كه موجود در علم ازلى هستند بزبان حال و استعداد خواستار دخول در عالم وجود هستند و امساك حق سبحانه از قبول درخواست آنان بر خلاف عدل و جريان نظام امكانى است بلكه قبول درخواست آنان موافق صلاح درخواستكنندگان خواهد بود هم چنان كه در خواست آنان لازم ذات امكانى آنان است.
چنانچه اعتراض ابليس بآنست كه با علم حق سبحانه بتمرد و عصيان او بچه جهت او را آفريد.
پاسخ آنست كه ظلمانى و پليدى و تمرد از امر حق سبحانه از لوازم ذات