درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٩ - بيان نيروى واهمه و انتقاد بر حق
از منافع و مصالح بسيارى بشر را محروم نمايد ولى از نظر مصالح بيشمارى كه بر اين نيرو مترتب است نمىتوان نسبت بآنها اهمال نمود گر چه به تبع و بالعرض نيز مفاسد و ضررهائى نيز بر آن مترتب شود ولى باز نظام آزمايش و نيل بكمالات بشرى و هم چنين اظهار سيرت پليد بشرى بر بكار بردن اين نيرو استوار خواهد بود يعنى نظر بمصالح بيشمارى كه بر اين نيرو و قوه واهمه مترتب مىشود و ركن زندگى بشرى است سبب خلقت و آفرينش اين نيرو در بشر است و ضررها و زيانهاى بسيارى نيز دارد كه بالعرض و به تبع بر آن مترتب خواهد بود ولى با همه اين آثار كه بر اين نيرو مترتب است زمينه آزمايش بشرى بر آن نيرو استوار خواهد بود زيرا شيطان پليد از جمله طريق دستيابى او بر افراد بشر از همين طريق خواهد بود.
نيروى و روان انسانى از نظر انس آن بصورتهاى خيالى و اينكه انسان اليف حس و خيال است هرگز نمىتواند امرى را تعقل نمايد بدون اينكه آن را مورد تخيل و خيال قرار ندهد و تا هنگامى كه روح با بدن عنصرى تعلق تدبيرى دارد بدون خيال نمىتواند حقيقتى را تعقل نمايد و هر دو ادراك بمنزله ادراك واحد خواهد بود.
هم چنان كه تعقل نور فعلى و وجود انبساطى را كه فعل ساحت ربوبى است بدون تصور نور حسى صورت نخواهد گرفت و نيز تصور اينكه روح انسان نور درخشان و اشراق الهى است بدون تصور و خيال نور حسى هرگز صورت نخواهد گرفت هم چنان كه روح انسانى در حال خواب از نظر اينكه از توجه بمحسوسات گسيخته شده نيروى خيال براى مشاهده امور و حقايقى قويتر خواهد بود بالاخره تعقل حقايق و امور معقوله هرگز خالى از نيروى تخيل نخواهد بود و سر آنست كه انسان اليف خيالات است و پيوسته مدركات عقلى او بصورت تخيلات صورت مىگيرد.