درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٣٠ - الحديث الثامن و هو الباب العاشر من كتاب التوحيد
كه ساير موجودات را نيز شامل مىشود ولى وجود بسيط حقيقى كه كنه او مجهول است و هرگز مورد احاطه قرار نخواهد گرفت همچنين علم و احاطه او بطور اطلاق كه چيزى از امور از حيطه علمى و شهودى او خارج نباشد و هم چنين صفت قدرت بطور اطلاق او كه از كمال قدرت و نيرومندى مجهول الكنه و امرى از حيطه قدرت او خارج نبود و ساير صفات وجودى كبريائى او قابل درك و فهم و توصيف نخواهد بود،
قوله (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ)
از نظر بساطت وجودى منزه از هر گونه تركيب و مثل و مانند و نقص است
(وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ)
صفت سميع صفت فعل حق سبحانه و اعلى و اشرف از آنچه در بشر كمال وجودى است و عبارت از آنست كه ذات قدس كبريائى همه مبادى مسموعات و شنيدنىها را مىآفريند مانند شخص گوينده و خاطرات او از تصور گفتار و تكلم بحروف و صدور صدا و نوسان در هوا و ساير مبادى مسموعات همه را مىآفريند بطور تجدد امثال بر اين اساس اصوات و حروف و گفتار مورد شهود بوده از ازل نيز اين چنين است زيرا گفته شد كه رابطه قيوميت ازلى با موجودات تدريجى زمانى ذاتى است و موجودات تدريجى نسبت بيكديگر بطور تدريج است و نسبت نازل ثبات و استقرار خواهند داشت بدين نظر هم مسموعات و شنيدنىها ظهورى از صفت سميع و فعل و احاطه كبريائى است.
بهمين قياس صفت بصير كه ذات قدس كبريائى بطور تجدد امثال همه موجودات و اشياء را معرض نمايش و ارائه قرار مىدهد و علم و احاطه شهودى كبريائى او هميشه و از ازل بوده و خواهد بود زيرا موجودات خارجى گر چه بر حسب طبع تدريجى است ولى نسبت بمقام قدس ازلى ثابت و مستقر بوده و هر لحظه تحت حيطه قيوميت خواهند بود.
در نتيجه صحنه جهان هر لحظه بطور تجدد امثال منظره دلربا و مورد