درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤١ - الحديث السابع
كه فقط بمنظور قيام حجت بر بيگانگان است.
قوله أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ كُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِكُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
: حق سبحانه فرشتگان را شاهد معرفى فرموده. در خصوص بيگانگان كه در مقام پاسخ بر حسب فطرت روشن خود نبوده و با كمال تيرهگى و اضطرار اقرار نموده كه در عالم قيامت در مقام پاسخ باين گفتار بيهوده برآمده كه پدران و نياكان ما در مقام كفر و شرك برآمده و ما در اثر اينكه گذشتگان ما گناهانى داشته و از نظر شرك در مقام مخالفت برآمده بانديشه فاسد سابقين نبايد فرزندان آنان را مورد عقوبت قرار داد، استفاده مىشود كه فقط حق سبحانه فرشتگان را در باره بيگانگان شاهد معرفى فرموده است و در باره نفوس بشرى اصحاب يمين و اهل توحيد كه از پرتو انوار قدسيه و اشراقات آنان استفاده نموده و در مقام پاسخ برآمده اقرار آنان مشهود انوار قدسيه و نيز مورد شهادت آنان خواهند بود توضيح بيشترى در باره جمله هؤلاء حملة دينى و علمى و امنائى في خلقى و هم المسئولون نفس و خود شىء ذات و تمام آن موجود است و سبب مقوم هر موجودى اولى است باينكه آن نفس شىء موجود باشد زيرا مقوم سبب وجود و بقاء آنست و هر موجودى بلحاظ خود آن بطور امكان است و بلحاظ تثبيت آن واجب خواهد بود و وجود تأكيد و امكان ضعف نقص آنست از اين نظر سبب و مقوم شايستهتر است از اينكه نفس آن موجود شناخته شود.
از اين نظر وجود رسول صادع و اوصياء عليهم السّلام كه واسطه فيوضات تكوينى و تشريعى نسبت بجوامع بشرى و اسلامى هستند اولى هستند و باينكه نفوس بشرى و يا نفوس جامعه اسلامى شناخته شوند، زيرا قوام همه شئون وجودى و تعليمى و تربيتى و حياتى دنيوى و سعادت حقيقى اخروى عموم مردم وابسته بوجود و بوساطت تعلمى رسول صادع و اوصياء عليهم السّلام خواهد بود.