درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣٠ - الحديث الثانى
هم چنان كه مفاد كريمه وَ ما تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُها آنست كه از نظر احاطه قيوميه حق سبحانه بر عالم از جمله و بر همه برگهاى درختان مانند نقطه فرضى و لحظهاى تحققپذير است، تدريج در آنها خلف فرض است شكوفه درختان با سقوط برگها پيوسته يكسانند و همه سطح واحد ظهورى از علم است نه از طريق وجوداتها الادراكى.
صفات وجودى و كمالى ساحت ربوبى راجع به حقيقت هويت حقه كبريائى است، زيرا ذات احديت او از نظر استقلال وجودى عالم بذات خود ميباشد.
ذات كبريائى كه مبدأ وجود همه موجودات است، ناگزير او علم محض خواهد بود كه عالم بذات قدس ربوبى است و عالم بذات خود كه مبدء وجود و هستى موجودات است، زيرا عالم بذات محض و نيز مبدء اشياء است، چنانچه فرض شود كه بذات قدس خود عالم باشد لا محاله عالم بهمه شئون و شعاعهاى وجودى خود خواهد بود و چنانچه عالم به همه اشراقات موجودات و يا به بعض نباشد عالم بذات قدس خود نيز نخواهد بود در نتيجه علم بذات ربوبى كه مبدأ اشياء بذات خود ميباشد، لا محاله راضى بصدور اشياء و اشعه خود خواهد بود، از نظر اينكه پرتو و منبعث از ذات قدس ربوبى است، زيرا محبت به شىء سبب محبّت بهر چه از او شرف صدور يافته نهايت و غايت و غرض و مراد از فيضان موجودات از ساحت كبريائى او ذات قدس ربوبى است نه غير خود كه پرتوى از اويند نتيجه آنست كه علم بذات و عين علم باشياء و نيز عين قدرت و آفرينش و ظهورى از عوالم امكانى در اثر انبعاث از حريم قدس عوالم امكانى از نورانيت بهرهمند شدهاند.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)