درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣ - الحديث الثالث عشر
در عمل اختيارى و يا هر عملى فرع آنست كه فاعل آن عمل نيز در وجود استقلال داشته باشد و هرگز بشر استقلال وجودى نخواهد داشت و استقلال وجودى و وجوب وجودى اختصاص بحريم قدس ربوبى دارد و اين بهتان بساحت ربوبى زياده بر ثنويتى كه شريك واحدى پنداشته كه امور شر را باو مستند ميدانند هم چنين قول اشاعره و جبرى كه همه افعال و اعمال بشرى را مستند بساحت قدس ربوبى پنداشته و آن را نوعى از تعظيم و تقديس پندارند و اساس آنست كه (لا مؤثر في الوجود الا اللَّه) و اينكه در عالم وجود جز حق سبحانه موجودى تأثيرى نخواهد داشت و عادت و نظام بر آن است كه همواره مسببات و حوادث جهانى پيوسته پس از سلسله اسبابى صورت بگيرد بدون اينكه در حقيقت تأثير و سببيتى در آنها باشد و تأثير و ايجاد فقط استناد بحريم ربوبى دارد و اين نظر و پنداشت ضلالت و گمرهى است زيرا ظلم زياده بر اين بر ساحت ربوبى تصور نميرود كه قبايح و جنايات و حوادث ناگوار و اهريمنى همه و همه استناد بحريم قدس داشته باشد و هر دو قول خلاف حقيقت و بر خلاف منطق عقل و قرآن كريم است.
بلكه حقيقت و تعظيم و تنزيه ساحت قدس به بيان اين حقيقت است به جمله طيبهاى كه از اهل عصمت و طهارت شرف صدور يافته و بطور تواتر نقل شده و آن كلمه طيبه آنست كه
(لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين)
و شرح اين كلمه به بيان چند مقدمه است.
١- بديهى است كه هر فاعل مختار و غير مختار و هر فردى از بشر مانند ساير موجودات مخلوق است و همه شئون وجودى او از نيروهاى ظاهرى نيروى شنوائى و بينائى و ساير حواس او و هم چنين قواى ظاهرى و درونى او همه مخلوق هستند و فاعليت و نيروى فاعل دخالت تام دارد در صدور فعل زيرا بشر در اثر نيروى تصور و تصديق و نيروى ظاهرى و اعضاء و جوارح ميتواند اقدام به عمل و فعل بنمايد و همه اين نيروهاى بىشمار ظاهرى و درونى مستند به موهبت حق