درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٩٣
اكنون ببينيم «حاضرى مسجدالحرام» كه وظيفهشان حج قرآن يا افراد است آيا مىتوانند در عوض حج تمتع انجام دهند؟
از كلمه «لمن»: اين حج تمتع براى كسانى است كه خانوادهشان از حاضران مسجدالحرام نباشند، و نه اين كار «على من»: بر آنهاست چنان مىنمايد كه تكليف اينان در انحصار غيرتمتع است، و قدر متيقنش حج واجب است چنانكه احاديث نيز در انحصار واجبش نهاده است.
اما ديگران كه از مسجدالحرام دورند، و به عبارت ديگر بر حسب آيه خودشان و يا خانوادهشان در مسجدالحرام شعاع چهار فرسنگيش به هنگام حج ساكن نبودهاند، حج تمتع براى آنان است، و ظاهراً با صرفنظر از احاديث حج افراد نيز مىتوانند انجام دهند، ولى احاديث ما افراد را تنها در صورت ضرورت بر اينان جائز و احياناً واجب دانسته است، و آيه هم تحمل اين محدوديت را دارد كه «حج تمتع براى آنان است» اما آن دو حج ديگر هم كه نيز براى آنان است آيا در هر صورت است و يا تنها صورت ضرورت؟ اين احاديث تنها صورت ضرورت را تجويز مىكند و اينجا مسائلى چند است:
مسأله ١- ظاهراً ملكى و يا حتى اجارهاى بودن جايگاه مكى وى يا خانوادهاش شرط اين حكم نيست و تنها لااقل نيمى از سال را ساكن آنجا باشند، و اينكه در آيه سكونت اهل و خانواده به ميان آمده از نظر سكونت خود صاحبان خانواده است، كه اگر خانوادهاش ساكن مكهاند و خودش ساكن جاى ديگر است خودش حكم ساكنان مكه را ندارد، و به عكس اگر خانوادهاش ساكن جاى ديگرند و خودش ساكن مكه است حكم اهل مكه را دارد.
مسأله ٢- مجاور بودن با متوطن و ساكن بودن در مكه دو عنوان جدايند كه احكامشان نيز احياناً جداست، و در حج قرآن يا افراد ظاهراً مجاورت شرط