درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣١٨
و جان را روح ... اين چند ساعت به جز خدا را فراموش كن و همچنان با خدا باش، نكند اينجا هم براى برقرارى دستگاه شيطان دعا كنى، حق را فراموش و باطل را تجليل كنى.
در اين سير كه از خود مكه آغاز و به مكه هم انجام مىشود، با اين درنگها كه همهاش براى توشه معرفتى اين سير الى الله است، هشدار كه سيرت نمونهاى از «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» باشد، كه: از سوى خدا به سوى خداست.
خود لغت «عرفات» بازگوى اهميت اين وقوف است كه شناختهاى سريع و متحرك است از نقص به سوى كمال و اكمل تا برسد به «مشعرالحرام»: باريكبينى حرام كه همه انواع بىمعرفتى و بىشعورى در آن حرام است، و اينجا حريم قله شعور و معرفت است.
اگر فكر كنيم چگونه وقوف: تنها درنگ بودن در عرفات مهمترين ركن حج است، با آنكه هرگز مناسكى: اعمالى مخصوص در اينجا واجب نيست جز درنگ، و عرفات هم كه شناختهاى سريع پر حركت است، به خوبى مىيابيم كه اين درنگ بدنى براى حركت فكرى است، پس مجموعه مناسك حج حركت است: بدنى فكرى عقلى معرفتى ... حركاتى پر از بركات به همكاى جان و تن، هر يك در اين سير الى الله با همكارش شركت سهامى و همبستگى كامل دارد، كه دين و دنياى مؤمن به هم آميخته و دنيا و آخرتش پيوند يكديگر است.
واجب است فقه اسرار و احكام حج به هم دوخته و آميخته شود تا از اين آميخته حاجى از خانه خدا و مردم برگشته با سوغات شناخت خدا و رحمت به مردم برگردد، نه حاجى از خدا برگشته و از خلق خدا روى گشته برگردد كه گوئى حج صحه همهگونه خلاف و گناه است، وحاجى همچون كر هرگز نجس نمىشود! تو روح و جان حج را در فقه اسرارش، و جسمش را در فقه مناسكش