درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٦
٣- و آن هنگام كه اين خانه را «مَثابَهً لِلنَّاسِ» نهاديم «و أمناً» كه تنها مثابهاش: پناهگاه توبهگاه هشدارگاه بازگشت گاه پايگاه، و آن جوارگاه باشد براى «ناس» است.[١]
در اين سه آيه آخرين كعبه خانه «ناس» و در آن دو يا سه نخستين خانه «ربالناس» و در ده جاى ديگر نه اين و نه آن، بلكه «البيت» كه اشاره است به آن خانه: خدا و مردم و چون خداى را خانه و مكانى نيست، و نسبت اين خانه به وى تشريفى است، و اين خانه را به منظور تشكيل كنگره جهانى اسلامى و تأسيس كشور حج كه نمودارى از دولت اسلامى است مقرر فرموده توان گفت در هر صورت «كعبه» خانه «ناس» است كه خداى را گرد آن عبادت كنند: «فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هذَا الْبَيْتِ ...» (١٠٦: ١٣) تا پروردگار اين خانه را بپرستند، نه خداىِ ساكن اين خانه را! كه نه اين خانه معبود است و نه صاحبش اينجاست.
هدفِ اصلى تكميل «ناس» است كه به وسيله «حجِالبيت» از وسواس خناس، و از اخلاق نسناس برهند و آنگونه كه بايد و شايد در پرتو رهبرى إلهناس «ناس» شوند.
اصولًا «بيت» به معنى جايگاه بيتوته: استراحت است كه گاه استراحتگاه بدن است، و گهى همهمچون «بيتالله والناس» استراحتگاه روح است، كه «حجالبيت» به معنى صحيح روح و جان را از هر چه بىروحى و بىجانى است راحت مىكند، و اين عبادت سراپا حركت انقلابى بزرگ و همه جانبه در انسان پديد مىآورد، و نه آنكه خوابها را خوابتر كند.
[١] - لسانالعرب مثابه يعنى: ملجاً متاب منتَبه مرجَع مقام مستقى.