درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٤٦
هم اعم است از ضرورى و واجب همچون نماز جماعت و مانندش، يا مستحب همچون قضاء حوائج مؤمنين كه خيلى هم مورد تأكيد است، و اگر نسبت به بقيه طواف جورى معذورى و مجبور به تأخير شد كه روزها فاصله شد، پس از برطرف شدن عذر تكميلش كند و بىاشكال است مثل: حيض مرض شديد فراموشى و مانند اينها.
مسأله ٥- چنانچه رها كردن طواف براى عذرى باشد قاعده كلى برحسب اخبارى چند اين است كه از هر جائى كه مانده تكميلش كند و از سر گرفتن واجب نيست و اكنون مواردى چند بر حسب اخبار وارده:
١- اگر براى نماز واجب طواف را قطع كند پس از نماز از هر جا كه برده ادامه دهد چه پيش از نصف يا پس از آن چنانكه در صحيحه عبدالله بن سنان و عبدالرحمان بن حجاج و حسنه هشام آمده كه در اين مورد «فإذا فرغ بنى من حيث قطع» از هر جا كه قطع كرده بنا گذارد[١] و برحسب صحيحه ابن حجاج حكم نماز نافله هم چنان است.
٢- اگر براى پاك كردن خونى باشد، چنانكه صدوق از ابنمظاهر نقل مىكند، كه شروع به طواف واجب كردم پس از دور گشتن صدمهاى ببينى من خورد و خون آمد، رفتم شستم و سپس طواف را از سر گرفتم و جريان را به حضرت صادق (ع) گفتم، فرمود: بدكارى كردى، شايسته بود از همانجا كه رهايش كردى ادامهاش دهى[٢] و اين خود صريح است در كمتر از نصف.
[١] - وسائل الشيعه، باب ٤٣، طواف وسائل باب ٤٤ طواف
[٢] - وسائل باب ٤١ طواف.