درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٧٨
نيابت شود، كه پيمودن راه از وطن يا محل سكونتش مقدمهاى بيش نيست، چنانكه اگر خودش اين اين راه را به مقصدى ديگر پيموده بود و در همان مقصد مستطيع مىشد، يا از وطنش مستطيع بود، كافى بود كه از همان جا قصد حج كند.
گرچه اينجا بهتر است در صورت امكان وارثان برايش حج بلدى بگيرند، خصوصاً اگر شأنش چنان شايستگى را داشته باشد، مگر اينكه پاى صغير يا وصيتى ديگر در كار باشد كه حجّ بلدى، حقّ صغير يا وصيت را ناقص كند، كه تصرف در بيش از حج ميقاتى حرام است، مگر اينكه وارثان از خودشان بپردازند.
مسأله ١٩- حجهالاسلام را چه وصيت كند يا نكند به مقدار ميقاتش از اصل مالش منظور مىگردد، ولى اگر حج نذرى يا عهدى يا قَسَمى را وصيت كند همهاش از ثلث مالش بايد داده شود، و اگر ثلث براى مقدار ميقاتيش كافى نبود از بقيه مال جبران شود.[١]
مسأله ٢٠- اگر وصيت نكرده مرد در صورتى واجب است برايش حج يا عمره نيابتى گرفته شود كه يكى از اين دو بر عهدهاش ثابت باشد، و اگر پيش از مرگش مستطيع شد و قبل از موسم مرد اين خود كاشف از عدم استطاعت اوست. كه طبعاً نيابت هم واجب نيست گرچه مستحب مؤكد است، مگر آنكه پاى صغير يا وصيتى در كار باشد كه حج يا عمره مستحبى منافى با اين دو حق باشد.
[١] - در صورتى كه حجه الاسلام ميقاتى باشد نه استحبابى كه ساقط است و بايد از ادنى الحل نيابت شود مانند مسأله( ٢١) كه« ما لا يدرك كله لا يترك كله»: براى ناشدنى شدنى را نبايد ترك كرد.