درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٨
مسأله ٤- در سفر حج براى جان يا عرض يا ناموس يا مال يا دين و يا هر مهم ديگرش كه واجبالحفظ است و از نواميس اصلى به شمار مىآيد احساس عقلائى خطر مىكند، اينجا حج مبتلاى به مزاحم مهمتر است، كه حفظ اين نواميس خود از نتائج حج است پس فداى حج نمىشود.
اينها و يا هر واجب يا حرام ديگر كه مهمتر از حج و مزاحم با حج است و قابل جبران هم نيست حج را از وجوب و بلكه جواز مىاندازد، كه در راه خدا بيراهه رفتن، و براى حفظ مهم مهمتر را از دست دادن شيوه متدين خردمند نيست.
مسأله ٥- اگر كارى را به نذر يا عهد يا قسم بر خود واجب كند كه در موسم حج انجام دهد، چنانچه در آن حالت مستطيع بوده نذر يا مانندش كه مزاحم انجام فريضه حج است منعقد و پاىگير نيست، كه پيمانى است خودساز و بر خلاف پيمان بزرگ خداساز بوده است.
و اگر به هنگام نذر و غيره مستطيع نبوده و بعداً مستطيع گردد، پيمان اصلى خدائى «حج» بر پيمان قراردادى بنده «نذر و ...» طبعاً مقدم است، زيرا مستطيع حج توانائى آنچه منافى حج است ندارد، و اين نذر كه به گمانِ عدم استطاعت بوده زمينه استطاعت را شامل نيست.
مسأله ٦- در حجهالاسلام زن اجازه شوهر لازم نيست، و منعش هم بدون عذر شرعى حرام است، مگر آنكه با تصورى عاقلانه و مسلمان پسند بر ناموس يا جان و يا هر ناموس ديگرش بترسد، ولى در حج مستحبى، و يا حج نيابتى كه خود استطاعتآور نباشد، و همچنين حج نذرى و عهدى يا قَسَمى اجازه شوهر شرط است.