درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٢٤
مىكنى، برمحورى دگر مىگردى، جهتت را دگر مىكنى كه فقط حق مىگردم و ديگر هيچ.
و چرا هفت دور؟
كه سعى هم هفت دور است، گلوله باران شيطان هم هفت دور است، كه آسمانها و زمينها نيز هفت است، شگفتا كه درهاى جهنم هم هفت تاست، هفتهائى مبارك و در آخر هفتى بس نحس و نامبارك!
همه اين هفتها به هم مربوط و درس است، رابطهاى ميان انسان و خلقت، انسان و زمين و آسمان، انسان و هفت بند شيطان، انسان و هفت باب رحمت بيتالله و بيتالناس، برقرار مىكند.
شايد هفت بار زدن شيطان جنبه نفى، و هفت بار طواف و سعى جنبه اثبات است، كه با بستن هر درى از درهاى شيطانى درى رحمانى باز شود.
آنچه ما را از رحمان غافل مىكند سه خوى: مكر/ شيطنت/ درندگى پلنگ خورندگى/ گاو است، و اين سه برحسب سه گانه يا دوگانه يا يگانه بودنشان در مردمان طبعاً هفت مىشوند:
كه بعضى در زندگيشان فقط ١- مكار و شيطانند، كه زور درندگى و شكم خورندگى ندارند، و برخى ٢- گاوند كه از مكر و درندگى عاجزند، و بعضى ٣- پلنگ كه تنها مىدرند، نه مكارند، و نه پرخور، و گروهى ٤- هم شيطانند و هم گاو پلنگ كه واويلاه! شيطان بزرگ، و جمعى دو از اين سه خصلت شيطان را دارند، ٥- شيطان گاو ٦- شيطان پلنگ ٧- گاوپلنگ، و اينها شيطانهاى متوسطند، و سه گروه اوّل شيطانهاى كوچك و در اين ميان شاه شيطان!
ماه در هر گلوله بارانى درى از درهاى شيطنت هفتگانه را مىبنديم، و با هر دورى كه سعى و طواف مىكنيم، سعيمان براى باز كردن درى از درهاى بهشت