درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٥٠
كه دور و پرخرج است برگردد، ولى بتواند در جالى نزديكتر يا در خود كشور حج زندگى عادى كند، در صورتى كه حرج يا مشقت تحملناپذيرى نداشته باشد، واجب الحج است.
و قاعده عمومى استطاعت حج يا عمره اين است كه انجام اين فريضه الهى موجب پريشانى و نابسامانى تحملناپذير زندگيش نگردد، و اين خود برحسب حالات و شئون و اشتغالات اشخاص گوناگون است، چه بسا كسانى هستند كه با تغيير جايگاه زندگى وضعشان بهتر شود يا چندان فرقى نكند، و چه بسا زندگيشان از هم پاشيده شود و «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» و «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَهٌ» تو خود بهتر دانى كه مىتوانى حج يا عمره به روى يا نه، پرسيدن از اين و آن هم لازم نيست.
اصولًا داشتن مال ملازمهاى با توانستن مصرف مال ندارد، مثلًا كسى كه روزانه يك هزار ريال درآمد دارد و براى زندگى روزمرهاش كافى است، و به اندازه يكصد ريال هم مىتواند روزانه به مصرفهاى تفننى ديگر برساند، چنان كسى نمىتواند: مستطيع نيست كه: روزانه دويست يا سيصد ريال اينگونه خرجهاى ديگر كند، با آنكه هر روز يك هزار ريال دارد، كه توانستن در انحصار داشتن نيست بلكه منوط به امكان مصرف است كه زندگيش مختل و دگرگون نشود.
و اكنون كه تو مثلًا يكصد و پنجاه هزار ريال نقد دارى كه براى حج كافى و زيادى هم هست ولى اين سرمايه توست، اگر با اين مبلغ حج به روى پس از بازگشت زندگيت به نيستى مىگرايد، و عائلهات پريشان و بىسر و سامان مىشوند، اينجا تو به حساب موسم حج مستطيعى، اما به حساب اساس زندگيت تا مستطيع، و آيه استطاعت هر دو گونه استطاعت را شامل است، يا بهتر بگويم