درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٦٣
ابراهيموار قربانت مىكنم، ابراهيم فرزند بهتر از جانش را به همين رمز و همين معنى فدا مىكند و آنچه او بايد بكند كرد و در نتيجه آنكه بايد بشود شد: «إماماً للناس».
اكنون در جبهههاى مُنى، و سپس در همه صحنههاى زندگيت ابراهيمى شو، در هر دوى نفى و اثباتت قوى باش، هم عليه شيطان كه با همه قدرت نفيش كنى، و هم در راه رحمان كه هماره نه تنها در عقل و فلسفه بلكه عملًا اثباتش كنى، كه اگر پاى جهاد و خون پيشآمد بىتأمل قدم در ميدان خون نهى، و اكنون كه هديهات «ما استَيسر من الهدى» است كه قربانى برحسب امكانت مقرر شده، چون دو جانبه است بايستى حتىالامكان در اوج كمال و زيبائى باشد، كه نه تنها مقصود خوردن و خوراندن است، و فقط خون ريختن، بلكه هديهاى است دو جانبه: تقوايش رمز فداكارى است براى «الله» گوشتش هم براى «اهل الله» و اين خود نمونه و نمايندهاى است از هديه جان براى جانان، و نه تنها هديه مال است كه آسان نمايد، اين هديه اسماعيل بهتر از جان است، متوجه باش قربانيت دروغين نباشد، راستگو باش و راست رو و راستكار.
آرى ابراهيم وار كه تا دردناكتر از شهادت پيش روى، تا دست كم از اين پس به تن به شهادت دهى، كه اينجا قله و اوج كمال بندگى و تسليم است، و اينجاست كه مىتوانى توحيدت را كمال بخشى، و از همه معبودها دروغين آزاد شوى.
سه ديدگاه:
قربانى هدى: را از سه ديدگاه: جانبازى خونبازى اطعام مساكين بايد ديد، و آنچه در قرآن و روايات مكرراً بدان تصريح و تأكيد شده همين سومى است، و آن دو ديگر كه روحساز و جانبخشاند تنها براى نكته بينان از خلال