درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٠٤
كفاره نيز اينجا دليلى ندارد جز آنكه احتياط واجب است، مگر در صورت خروجى منى كه قطعاً واجب است.
مسأله ٨- معنى باطل بودن حج يا عمره در اين موارد اين نيست كه دوّمى به حساب مىآيد و اوّلى هيچ نيست، بلكه برحسب احاديث اوّلى اصل است و دوّمى عقوبت و پاداش جريمه، ولى پاداشى كه اگر انجام نشود اوّلى باطل است و با انجامش همان اوّلى حساب است، بنابراين حق ندارد اوّلى را ناتمام رها كند به خيال اينكه اين باطل و دوّمى كه اصل است كافى است، مگر در عمره مفرده كه مثلًا اكنون وقت اتمام و تجديدش نيست و فقط مىتواند تجديد كند، كه طبعاً بايستى رهايش نموده تجديد كند، و در غير اين صورت اگر عمره يا حج باطل شده را رها كرد به اميد اينكه سال ديگر تجديد كند، يا عمره تمتع باطل شده را در تنگى وقت رها كرد كه همين امسال تجديد كند، بدينوسيله هرگز از احرام اوّلى بيرون نخواهد آمد، و احرامى هم كه سال آينده حج يا وقت آينده عمره انجام مىشود در حقيقت احرام روى احرام است و اثر جديدى ندارد، كه اگر با همين احارم خيالى دوّمى حج يا عمره قضا را انجام داد، نه به حساب قضا مىآيد و نه به حساب جبران اوّلى، و تنها راهش اين است كه اوّلى را تكميل و سپس قضايش را به وقتش انجام دهد، كه اگر عمره مفرده است هرگاه بخواهد مىتواند تكميل و قضا كند، و اگر عمره تمتع يا حج است، چنانچه وقت اوّلى گذشته بعداً در يك موسم بايستى تكميلش كند، و در موسم بعدى قضايش را انجام دهد.
در هر صورت قاعده كلى اين است كه هر جا تكميل و قضايش واجب است قضاى بدون تكميل به هيچ حسابى نمىآيد، چنانكه تكميل بدون قضا نيز كافى نيست، ولى در صورت دوّم آسانتر است، زيرا تنها قضايش كافى است، ولى در صورت اوّل اگر وقت گذشته، در آينده هر دوى آينده تكميل و قضا برعهده