درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٧٧
آنكه هستى نمايانت مىكند، اينجا نه! كه احرام: گور شخصيتها خودبينىها و خودهاى دروغين است، اينجا همانند مردگان شو، همگان در كشور حج همانند شوند كه در اين كشور به جز خداى در اصل، و جز پيمبر خدا در حاشيه و به فرستادگيش، و به جز ائمه هدى به نمايندگيش، اينجا هيچكس هيچ مقام و مسئوليتى ندارد، و حتى پيمبر و امامان نيز در حالت احرام حق پوشيدن لباس ندارند، اين از نظر ستر احرام و اما از نظر فقهش مسئلى چند است:
مسأله ١- آنچه را لباس گويند «پوشش» چه لباس تن: پيراهن زيرجامه كت شلوار جليقه قبا لباده پوستين: دوخته يا ندوخته، بافتنى يا پوستى يا نمدى، يا نايلونى و مانند اينها، هر چه با تن كردن پوشش باشد، چه با دكمه چه بىدكمه، همه اينها در حال احرام حرام است، و نيز پوشش سر: كلاه عرقچين عمامه و ... پوشش پا: جوراب كفش و ... همه اينها براى محرم حرام است.
البته پوشيدن اينها ممنوع است نه به دست گرفتن و همراه داشتن و روى دوش انداختن يا بر روى خود انداختن يا روى آنها خوابيدن، نه! تنها پوشيدن اينها به طور معمولى حرام است.
مسأله ٢- آنچه در احاديث ما براى مرد محرم ممنوع است: لباس دكمهدار شلوار پوتين جوراب و از اين قبيل است، و ما هرگز دليلى و يا اشارهاى هم بر اين نداريم كه فقط دوختنىها بر محرم حرام باشد و ديگر هيچ، بلكه فقط: لباس آستيندار، دوخته يا ندوخته، خصوصاً دكمهدار.
چه بسا پارچه جائى به هم دوخته است، اما دوختنِ لباسى و پوشش نيست، بلكه تكهها را به هم دوخته تا به اندازه لنگ يا شنل شود و براى احرام به كار برد و اين جائز است.