درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤٤
ابراهيمى است، آن هنگام كه براى سربريدن اسماعيل مأموريت يافت، و در همين سه جبهه شيطان به سراغش رفت، و در هر سه بار به امر خدا هفت گلوله ابراهيمى نثارش شد.
آرى شيطان سه اقنومى نه خداى سه اقنومى برخلاف پندار مسيحيان و ديگران:
١- سه بت: خداهاى بىجان ٢- سه طاغوت: جاسوسان شيطان ٣- سه شيطان: طاغوتهاى بتان و طاغوتان در سه جلوه شيطانى!
و نيز در سه چهره شيطان گاو پلنگ كه با پيوندهاى سهگانه و دوگانه هم نمودهاى يگانه، روى هم رفته هفت مىشود:
١- شيطان ٢- گاو ٣- پلنگ ٤- شيطان گاو ٥- شيطان پلنگ ٦- گاو پلنگ ٧- شيطان گاوپلنگ پس هر يك از اين سه شيطان را هفت بار گلوله بزن كه نمودهائى از هفت در جهنماند. خوب بفهم.
و نيز در سه چهره اساسى ديگر شيطنت متمدن! ١- استعمار ٢- استثمار ٣- استعمار/ ١- فرعون ٢- قارون ٣- بلعم باعورا، كه استعمار شيطان بزرگ و استثمار شيطان وسط، و استعمار شيطان كوچك است! و من گيجم كه اين كوچك چه خدمات بزرگى به آن دو دارد، كه اگر نكند هر دو فلجاند، و چون خدمتگزار آن دو است ما به حساب آخرين: خرده پا و نوكرش آورديم، و اگر از خدمت سرباز زند كار هر دوى استعمار و استثمارزار است.
اين سه شيطان در عين سه بودن يكاند و در عين حال سهاند، نه همچون سه اقنوم مسيحيان كه محال است، بلكه اين سه همكاريشان وحدت و همآهنگيشان در عالم شيطنت واجب و شرط اساسى تكميل شيطنت است، كه اين سه اقنوم شيطانى همآهنگى اجتنابناپذيرى دارند، كه فرعون/ شيطان