درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤١
استطاعت مالى داشتن مال يا قدرت تهيه مالى است كه براى رفت و برگشت سفر حج بهطور اعتدال و مناسبِ حال و شأنش داشته باشد: «راه مالى به سوى حج» به جز قيمت قربانى و هزينه كفارهها كه از حداقل استطاعت برون است: «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَهِ أَيَّامٍ فِى الْحَجِّ وَ سَبْعَهٍ إِذا رَجَعْتُمْ»: پس هر كه قبانى نيافت پس روزه سه روز در حج و هفت روز چون بازگشتيد» كه اين خود جايگزين قربانى است.
استطاعت مالى همچون هر استطاعت ديگر به معنى آماده بودن مال و يا هر مقدمه ديگر نيست. كه «مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» هر كسى است كه راهى را به سوى «حجالبيت» تواند، و پر واضح است كه توانائى حج بدون مقدمات و وسائلش نيست، و نوعاً توانستن هر كارى به توانستن مقدمات آن كار است و نه توانستن بىمقدمه خود آن كار، وإلّا حج مورد استطاعتِ احدى نخواهد بود.
عبارت ديگر استطاعت حج اين است كه از انجام حج عاجز نباشد كه «سبيل» به معنى راه شيبدار آسان رواست گرچه با صدها مقدمات ممكنه طى گردد، و از نظر استطاعت مالى: چه با پول موجودش، يا پولى كه مىتواند بدون عسر يا حرج بدست آورد، يا حرفه و كارى كه در اين راه او را از هر پولى بىنياز مىكند و از پول هم مهمتر است، كه پول را دزد مىبرد اما حرفه و كار دزد پر نيست.
بالاخره به همان جمله پرمعناى وسيع خود آيه برمىگرديم: هر آنكه توانائ يراهى به سوى حج دارد: چه راه عقلى و شرعى و چه عرفى: مالى بدنى راهى، كه همگى مشمول همين آيه است.