درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤١١
كه چه بسا بيمارى جسمى قابل تحمل است ولى رنج روحى قابل تحمل نيست».[١]
مسأله ٥- حلق در انحصار مردانى است كه سرهاشان به اندازه تراشيدن مو دارد، كه براى زنام حرام است و كافى از تقصير هم نيست، و براى مردانى كه موى تراشيدنى ندارند نيز موردى براى وجوب سرتراشى نيست، جز آنكه برحسب بعضى از روايات شايسته است تيغ را بر سرشان همانند سرتراشى بسايد، و اين كافى از تقصير نيست.
مسأله ٦- ظاهراً واجب است همان روز عيد حلق يا تقصير كند، كه اگر قربانى دارد، بنابر اظهر پس از قربانى والّا بعد از رمى جمره عقبه انجامش دهد و به همان از احرام بيرون مىرود.
مسأله ٧- از آيه «وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْىُ مَحِلَّهُ» چنان مىنمايد كه حلق پس از رسيدن قربانى است به جايگاهش، نه فقط پس از كشتنش، و اينجا جايگاه قربانى منى است، پس اگر رسيدن جايگاه منى براى قربانى همان روز عيد ممكن نبود، چنانكه در زمان ما اينگونه است، زيرا قربانى در منى ممنوع است، يا اگر هم ممكن بود مصرف ضرورى مقررش را نداشت، چنانكه هرگز در زمان ما مصرفى در منى به جز بىمصرفى، سوختن و يا گنديدن ندارد، در اينصورتها قطعاً يا تقصير يا بلافاصله پس از رمى جمره عقبه جائز و انتظار قربانى تا سيزدهم بىمورد است تا چه رسد به قربانى تا آخر ذيحجه الحرام.
[١] - اما نه! كه اينجا نه جاى تحمل است آن هم در تكليفى دستهجمعى، وگرنه اصل حج نيز اگر مورد مسخره باشد چنان خواهد بود، مگر آنكه محظور چنان باشد كه قابل تحمل نبوده و از استطاعت بيرون باشد.