درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣١٤
وقوف عرفات
درنگى عارفانه در بيابان شناختها:
آنجا در احرام عمره لبيكهايت تا بيرون مكه آنجا كه خانههاى كه نمايان مىشد بود، ولى اينجا در احرام حج از مكه آغاز مىشود، تا ظهر عرفه كه به عرفات: به بيابان شناختها رسيدى و ديگر هيچ! هيس، لبيك بس است، آماده شناختها باش كه اين لبيك پاسخدعوت حق براى درنگ در:
عرفات مشعر و بيتوته و اعمال منى است، تا در اين سه گام معرفتى جديد يافته به سراغ كعبه روى، و طوافِ آن چنانى را آنچنانتر كنى.
تو در احرام عمره آمادگى خود ساخته خدا خواستهاى داشتى و كافى نبود، اكنون در احرام حج آمادگى خدا ساخته مىيابى كه در تلبيهاش هم چنان مىگوئى: «لبيك بحجه تمامها و بلاغها عليك»: آرى آرى بپا مىدارم امرت را بسى صادقانه و خالصانه به حجى كه تماميت و رسائيش بر توست، كه سهگام معرفتى، مدرسههاى آموزشى: عرفات مشعر و منى از توست.
و چه بهتر كه در راه عرفات شب عرفه را در منى بسر برى، كه پيش از سير عرفات و مشعر در سر منزل مقصود كه عملى ساختن شناختها و باريكها بينىهاست، بيتوته كنى، و اين سير همهاش «منى» است، آرزوها و انجام آرزوهاست، كه از شناختها و باريكبينىها آغاز و به آرزوهاى «منى» انجام مىشود، تا اينبار بتوانى طواف و سعى كامل كنى، پر از شعور و معرفت.
اينجا عرفات است:
اينجا كجاست و كارش چيست كه «وقوف»: درنگش از مهمترين اركان حج است؟ نه آب و گياهى، نه خانه و ساختمانى، نه مسجدى، نه پيمبر و امامى، و نه حتى خانهاى سنگى و تو خالى كه رمزى باشد، فقط پهنه دشتى است سرابوار،