درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٥٩
و مكه را پياده مىپيمودند، و در عوض مخارج سوارى را با اضافه به مستمندان مىدادند.
مسأله ٣٧- اگر به گمان اينكه مستطيع نيست به نيت استحباب حج يا عمره برود و بعداً معلوم شود مستطيع بوده، به حساب حجهالاسلام يا عمره الاسلام مىآيد، چنانكه اگر به گمان عدم استطاعت تركش كند، حج يا عمره همچنان برعهدهاش خواهد ماند، مگر وقتى بفهمد مستطيع بوده كه از استطاعت افتاده باشد، زيرا اينجا استطاعت علمى نداشته و از اوّل مشمول آيه استطاعت نبوده است، زيرا سبيل علمى: دانستن اينكه مستطيع است خود كليد استطاعتها است.
مسأله ٣٨- اگر شخصى سنى با شرائط استطاعت موافق مذهب خود حج يا عمره رفت و سپس شيعه شد، تكرار عمل بر او واجب نيست، ولى در صورت امكان خيلى شايسته است طواف نساء را خودش يا به وسيله نائبش انجام دهد.
مسأله ٣٩- مخارج سوقات و ميهمانىهاى پس از مراجعت از مال استطاعت نيست، كه اگر فقط مصارف رفت و برگشت را دارد و بس واجب الحجاست، و سوقات و وليمه كه از مستحبات است هيچگاه عدم استطاعتش مانع از استطاعت حج و وجوب آن نيست، شأنها و موقعيتهاى خيالى و واهمى، آن هم در برابر بزرگترين فريضه الهى كه بر پيادگان نيز در صورت امكان واجب است، اين شأنها هرگز مانع نخواهد بود، در قرآن و حديث نيز هرگز اشارهاى هم به چنان مانعى نشده، و آيه استطاعت هم: فقط توانائى به سوى حجرا شامل است، و نه توانائى حاجى شدن موافق ميلش با سوقات و لوازم خياليش را.
و شايسته نيست چنانكه كارهاى دنيوى ما بر پايه خيال و همت است و شئون و اعتبارات واهى، احكام و فرائض الهى را نيز بر همان پايههاى بىپايه گذاريم.