درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ١٤٠
كه كَسش كنى، نسناس است كه ناسش كنى، ديو و دد است كه مردمش گردانى، هيچ است كه چيزش كنى ... «لبيك» و ديگر هيچ!
هر چه بفرمائى «آرى» قربانى شو «آرى» به جايش قربانى كن «آرى» از شيطان: شيطانها و شيطنتها دور شو «آرى» سنگ بارانشان كن «آرى» .. آرى آرى اى صاحب كعبه چهار گوشه، كه دوبارت اجابت مىكنم به هر چهار معناى پرمعنى و تا زندهام.
اين احرام همهاش ميقات و لباسش نيت و لبيكش، خود درسى است كه همچنان بايستى براى هميشه نقشه زندگيت را عوض كند، و چنانكه از حضرت صادق (ع) روايت است حكمت احرام اين است: «پيش از آنكه به حرم محترم الهى باريابند حالت خشوع به خود گيرند، سرگرم لهو و زينت با همه هستيشان به سوى او رهسپار شوند، اضافه بر اينكه حالت و چهره احرام خود بزرگداشتى است براى خدا كه به سوى خانهاش روانى، و كوچكداشت خوشى در اين دربار پر عظمت، در حالى كه اميد ثواب و رحمت و خوف عقوبت دارى به سوى او مىروى، رو سوى او مىكنى، با ذلك و كوچكى ...» و اين خود درس است كه برنامه عمل سراسر زندگيت و نه آنكه فراموشش كنى.
در نتيجه «لبيك» بسى دشوار است، كه با همه هستيم آرى، در همه جبهههاى زندگيم آرى، نسبت به حق، هستيم و گفتار و كردارم همهام مثبت است.
نسبت به غير حق همهام منفى، كه درست رد بر سينه نامحرمان زنى، و همچون محرمان حقيقى محرم شوى، تا آنجا كه توانى- و هماره از پرودرگار بزرگ توفيق بخواهى.
اين گوشهاى از فقه اسرار احرام: لبيك كه جان احرام است، و اكنون فقه احكامش كه در مسائل زيرين ياد مىنكيم: