درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٥٧
و كار خود آگاه است، كه هركسى با مختصر تأملى، با در نظر گرفتن آنچه گذشت مىتواند در حالات و شرائط گوناگون به وظيفه شرعى خود آگاه شود.
مسأله ٢٩- كتابهائى كه اهل علم دارند، اگر بتوانند با فروش آنها حج يا عمره روند، چنانچه بتوانند از كتابهاى وقف يا عاريه بدون عسر و حرج يا سرافكندگى رفع حاجت كنند، ظاهراً واجب الحجند، خصوص در مورد كتابهاى ملكى كه چندان مورد حاجت حتمى و روزمره آنان نيست كه احياناً اگر هم از جاى ديگر جبران نشود، با نبودنش كار علميشان مختل نشود، ظاهراً آنگونه كتابها در هر صورت از مال استطاعت محسوب است.
مسأله ٣٠- اگر با وجود استطاعت از هر جهت حج يا عمره را ترك كند، همچنان حج يا عمره مورد استطاعت گذشته بر عهدهاش مىماند، كه اگر هم استطاعتش از بين برود واجب است در صورت امكان و بدون حرج هر چه زودتر انجامش دهد، گرچه با زحمت باشد كه او خود اين زحمت و مشقت را به خود خريده و با آيه نفى عسر هم منافاتى ندارد، و اگر هم بدون حج يا عمره مرد اگر مالى آزاد كه كافى است به جا گذاشته واجب است برايش نائب بگيرند، و البته حج يا عمره ميقاتى در اين زمينه كافى است مگر آنكه بلدى و يا هرگونهاى ديگر وصيت كند كه از بابِ وجوب انجام وصيت بايستى همانگون كه خواسته است انجام دهند، مگر آنكه مالش براى انجام خواستهاش كافى نباشد كه باز همان ميقاتى كافى است.
مسأله ٣١- اگر به گمان اين كه مستطيع است حج يا عمره رود و سپس معلوم شود مستطيع نبوده، چنانچه استطاعت اعمال را به تمام معنى دارد حجش حجه الاسلام است، گرچه اين راه پيموده را استطاعت نداشته، ولى اگر استطاعت مالى