درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٤٣٤
مقدم است، و به طور كلى بايستى از ديدگاه دقيق اسلامى مصلحتها برانداز شود و آنچه مهمتر است هميشه حفظ شود و اين خود تقيه است: «حفظ مهمتر با از دست دادن مهم» و همه موارد تقيه هم جبهههاى حق و باطل و درگيرى جنود الله است با جنوالشيطان، و يا هرگونه برخوردى كه آزادى مطلق را از انسان مىگيرد.
پس تقيه وِل دادن و بىتفاوت بودن و حالت مردگى در معركههاى حق و باطل نيست، كه هيس، هرگز قدمى از قدم برمدار، سخنى مگوى، در خانهات بنشين تا صاحب اصلى بيايد و همه كارها را درست كند.
نه! بلكه تقيه خود حالت نگهبانى سربازان اسلام است كه حتىالمقدور در غيبت پرچمدار اصلى باجست و گريزهاى گوناگون ريشه اصلى اسلام را همچنان نگهبانند و هميشه آماده يورش و جانبازى.
مثلًا در وضع ناهنجار فعلى ايران مقتضاى تقيه «حفظ اسلامى كه با ضربههاى پياپى اين دودمان پليد بىجان شده» مقتضايش يورش و عصيان عمومى است تا دستگاه را به كلى فلج و اسلام نيمه جان را از زير دست پاى يك مشت نوكران استعمار نجات بخشيم.
اينجا مقتضاى تقيه جانبازى است براى حفظ جان اسلام، و معناى «لاايمان لمن لا تقيه له» اينجا نفى ايمان است از كسى كه براى نگهبانى جان اسلام عزيز از جان خود نگذرد! بگذريم.
اكنون گفتگو را به كشور حج منعطف مىسازيم ... اينجا كه رمز وحدت و پايگاه و زادگاه و جايگاه توحيد است، واجب است براى حفظ وحدت اسلامى همهاقليتهاى مسلمان خود را در اين موج اكثريت مسلمين ادغام كنند، حساب خود را جدا نگيرند، نماز جدا اجتماعات جدا برخوردهاى جدا