درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤٢
شيطان برونى و درونى و در اين ميان اثباتِ رحمان، و دو يا سه روز ديگرش تنها نفى سه شيطان، و چه جبهه طولانى است؟ كه طرد شيطان وقت و رنج بيشترى از اخلاص براى رحمان دارد، كه شيطان تنها نقشهاى نفى رحمان و نفى عبادت رحمان نيست، بلكه اگر هم عبادت كنى ريائى و شيطانى باشد و تو هم گمان كنى كه زاهدى:
آرى منى: آرزوها سرزمين خدا و شيطان است و جولانگاه نفى اين و اثبات آن: «لاإله الّا الله» اما نفيش طولانىتر! كه راههاى شيطان نيز زيادتر و گيجكننده است، و اثباتش كوتاهتر، كه راه خدا هم كوتاهتر و تنها يكى است، طولانى هم نيست: «وَ أَنَّ هذا صِراطِى مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ»: «اين راه راست من است پيرويش كنيد و از راههاى ديگر و دگرى پيروى نكنيد كه بىراهتان مىكند».
اينجا عشق پس از دو منزل شناخت و شعور گام در ميدان عمل مىنهد، شيطان شناخته شده را در روز روشن هفتاد بار گلولهباران مىكند، شبها را بيتوته: استراحت، و روزها در سه جبهه سه شيطان رزم مىدهد، روز اوّل «عيد» در انحصار شيطان بزرگ است: جمره عقبه كه قشون تازهنفس فعلًا شاه شيطان را گلولهباران مىكند، و روزهاى بعد كه طبعاً شيطانهاى ديگر براى حفظ شيطنت و يارى شيطان بزرگ بپا خاسته و بسيج دادهاند، قشون خدا از اين پس روز يازده و دوازده و گاهى هم سيزده را در هر سه جبهه مىرزمند، نخست كوچك كه هوس بزرگى نكند، و فكر ولايت عهدى از سرش بيفتد، سپس وسطى: ولى عهد كه به همان آرزو بميرد، و در آخر شاه شيطان كه اگر رمقى گرفته مجدداً از دست بدهد!