درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣١٩
بخوان تا حجى زنده و پاينده به جا آورى و خودت به هنگام برگشتن بهترين سوغات باشى.
عرفات مشعر منى
شناختها باريكبينىها آرزوها:
و اين سه گام است كه بايستى «ناس» در سراسر زندگى بردارند، كه در آغاز شناخت: علم دانائى، و در وسط باريكبينى كه غربال كردن شناختها و واپس زدن آنچه سست و بىپايه است و پيش انداختن آنچه پايدار و استوار است.
و پس از دو سير شناخت و باريكبينى كه هر دو پر و بال عقل و انديشه است قدم در جولانگاه عشق و عمل مىنهى: مُنى: آرزوهاى درست، عمل صالح كه بر پايه علم و عقل صالح است، عشقى كه بر پايه معرفت است نه خيال.
در خبر است كه نخستين برخورد و شناخت ميان آدم و حوا، پس از راندهشدن از بهشت سرزمين عرفات بود، كه خوب يكديگر را بشناسند تا خطاى گذشته تكرار نشود، آدم شيطان حوا را، و حوا غفلت آدم را بشناسد، تا هر دو پاى بر فرق شيطان و غفلت نهند، تا شركت سهامى غفلت و شيطنت برچيده شود، تا ديگر از شجره منهيه نخورند.
اين آدم عقل كه حواى عشق عقلش را پوشيد و دچار غفلتش كرد، و آن عشق منحرف كه آرزوى شيطان را تحقق بخشيد، تا «ناس» دچارِ كارِ «نسناس» شد اينجا عقل دگر و عشق دگر شود، كه در اين ميان شعور است، كه ميان عرفات عقل و مناى عشق شعور مشعر الحرام است، كه شناخت بىعقل و دقت و باريكبينى سر از عشق جنونى در مىآورد.
و چنانكه آدم از خدا به خدا بازگشت، تو فرزند آدم نيز آدم شو، با اين سير از كعبه به كعبه: از خدا به خدا باز گرد، كه طواف نخستين تو ناقص بوده و