درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٩٨
ك سوّم به قانع و رهگذر فقير و يك سوّم به مستمند محتاج بده» كه دستهسوّم سؤال كنندگان و دو دسته دوّم، قانعى كه به آنچه بدهى قناعت مىكند و عبور كنندهاى است كه سؤال نمىكند[١] و[٢].
و از اينجا به خوبى نمايان است كه اطعام مستمندان در انحصار سؤال كنندگان و حاضران نيست، بلكه سائل و غيرسائل حاضر و غائب آبرودار و غيرآبرودار همه و همه تا سر حد امكان بايستى بهرهمند شوند، بنابراين دادن يك سوّم به غير فقير به عنوان هديه حرام و برخلاف قرآن و احاديث است، و هديه چنانكه گفتيم در انحصار فقراى آبرودار است كه نه سؤال مىكنند و نه حتى بر شما مىگذرند كه چيزى به آنها بدهيد، و روى هم رفته قربانى پس از مقدارى كه خودت مصرف مىكنى، در انحصار مستمندان گونه گونست كه در درجه اوّل «فقراءيحسبهم الجاهل أغنياء من التعفف» مستمندانى هستند كه هر كه نشناسدشان گمان برد از فرط خوددارى ثروتمندانند، اينهائى كه محرومند و نشانهاى از محروميت در آنان نمايان نيست.
«چنانكه حضرت سجاع و حضرت باقر يك ثلث قربانى را به همسايگانشان مىداند كه از اين قبيل بودند، و ثلثى به هم بسائلين بكف» (وافى، ج ٨، ص ١٧٢).
آنجا هم كه قربانى تبديل به پول مىشود لازم است مراعات اين ترتيب منظور گردد كه به فقراى آبرومند، قانعان، آنان كه چشم داشت به كمك دارند، و
[١] - وسائل الشيعه، باب ٤٠، ح ٣
[٢] - و در خبر معاويه بن عمار از آن حضرت است كه بخور و بخوران چنانكه خدا فرمود:« فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ»( وافى، ص ١٧٣.