درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٩٠
نه كودك را كه پاى سعى ندارد به دست توكل و عشق و اميد خدائى بايد سپرد، و ما در كه پا دارد بايستى به سعى و تكاپو پردازد، تا از اين عشق و سعى، توكل و كوشش:- چشمه زمزم بجوشد.
و اين خود درسى است هميشگى و همگانى كه بايستى از طواف و سعى گرفت، و در سراسر زندگى به جلوههاى گوناگون نمودارش كرد، كه اسلام جنبههاى دنيا و آخرت، روح وتن، عقل و عشق توكل و سعى را به هم آميخته، و مسلمانهائى با ايمان و ساعى، اميدوار و جدى مىسازد.
و اينجا پس از طى دو مرحله آدم و هاجر، درسى هم از لگدكوبى جايگاهبتان مىگيريم: «إساف و نائله» كه بر صفا و مروه مدفوناند، و به تنهائى ديگر نيز ميان صفا و مروه نهاده بودند، و به همين جهت هم گروهى از سادهلوحان در سعى صفا و مروه دغدغه و ترديد داشتند كه: چگونه از طواف رمز توحيد به جايگاه: آرامگاه بتان بيائيم و سعى كنيم؟! ولى پاسخى قاطعانه از آسمان وحى رسيد كه:
«إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَهَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما» (٢: ١٥٨): «صفا و مروه از نشانههاى بس دقيق و باريك و نكتهآموز خداست، اينها از پرچمهاى نماينده حقاند، پس هر كه خانه خدا را در حج يا عمره «زيارت» كرد، گناهى نكرده كه ميان آن دو كوه بسيار بگردد».
بودن بُتان جاى گرفتن نامحرمان در كوى عشق و سعى مانع از انجام شعائر عشق نيست، تو راه خودت را پى كن، و چه بهتر كه در اين ميان بر فرق بيگانههم براى آن يگانه قدم نهى، در راه اثبات اهم نفى كنى، كه توحيد نخست نفى است: «لا إله» و سپس إثبات «إلا الله».