درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٩
اين انسان مسلمان كه «بيت عتيق»: خانه آزاد و قديمى، خانه خدا و مردم را زيارت مىكند، بايد بفهمد و تصميم بگيرد كه از پرستش جز خدا و گردش دور غير خدا آزاد شود، بر گرد خواستههاى ناخدايان نگردد و تنها خدا و ديگر هيچ، بايد هماره در خدمت خدا و مردم باشد كه خدمت مردم به حكم خدا خدمت خداست، خدمت خدا هم تنها به مصلحت خود مردم است.
بايد در اين خدمتِ خدا مردمى از خدمت خدايان دروغين و خدمتهاى نامردمى: خدمت بنسناس آزاد گردد، اسير خدا باشد نه اسير هوى، كه اسير خدا از هرگونه هوى آزاد است.
اينجا خانه خداست ولى به مصلحت مردم كه خانه خدا و مردم است، كه «ناس» در پرتو «حجالبيت» به لطف إلهِ «ناس» از شر هر چه «نسناس» است رهائى يابند.
سازمان زيباى «حج» كه سازنده زندگىاى است بسى عالى و روشنفكر، با غفلت عمومى از اهداف و اسرارش به چهره زشتترين و بىمنطقىترين عملى تو خالى ساليانه از اين گروه انبوه تكرار مىشود، افسوس كه با دست مشتى نادان سازمان سودجوئى و تجارت براى اين و آن شده، كه گروهى تجارتى بر خلاف حكم خدا و در خانه خدغ، برخلاف مصلحت مردم و در خانه مردم آنچنان گرم و سياه به راه مىاندازند، و چهره زيباى اين سازمان درخشان اسلامى را آنچنان سياه و تباه مىسازند كه براى هر بينندهاى تهوعآور است.
متأسفانه «حج» اين سند موجوديت مسلمين در حال كنونى و از ديرزمانى به چهره يك بدويت و بربريت موتوريزه درآمده، و يا صورت يك رشته اعمال نافهميده كه از نظر ظاهرى هم درست نيست همچون خيمه شببازى گشته است.