درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٢٧
مشابه اكنون مخير باشى، كه طبعاً محتاج به تعيين است، و اگر فعلًا وظيفهات معين است، و تو همان را انجام مىدهى، گرچه اسمش را هم ندانى درست است، كه طرف خداى داناست، كودن نيست كه در خصوصيات نيت وسواس كنى، عقد نكاح نيست كه احتياطاً تمامى صيغههاى احتمالى را رديف كنى.
شما اصولًا وقتى كه مهيّاى سفر حج يا عمره شديد، تقاضاى گذرنامه داديد و ... همان وقت نيت همه واجباتش را اجمالًا كردهايد، گرچه نمىدانستيد چه واجب است؟ و چند تا؟ و چند جاست؟ فقط كافيست زمان و جاى اعمال، و چگونگى اعمال را با شرائطش آن هم در وقتش بدانيد و ديگر هيچ، فقط هر يك را در زمان و مكان خودش انجام دهيد.
و اصلًا در احاديث دستورى براى نيت به چشم نمىخورد مگر در آغاز اعمال: هنگام احرام كه نيت براى روى هم رفته اعمال است و ديگر هيچ، تكرار نمىخواهد، خود احرام و طواف و سعى و ... هر يك هر يك نيت جداگانهاى ندارد، و اين خود دليل است كه رديف كردن الفاظى معين براى هر عملى كارى است نابجا و خودساخته كه اصولًا روح عمل را مىكشد و حاجى را سخت كلافه مىكند، علىالخصوص كه پيرايههائى هم اضافه بر آنچه قالبريزى شده بر آن بستهاند.
چقدر بىمزه و خندهآور است كه مثلًا در طواف اينگونه نيت كند يا بگويد: از حجرالاسود دور خانه خدا طواف مىكنم يعنى هفت دور مىگردم براى عمره تمتع از حجهالاسلام براى خودم واجب براى انجام امر خدا رضاى خدا قربه الى الله، خصوص آنكه اين ورد در هر هفت دور تكرار شود.