درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٢٩٤
كنى، تا آخرين رمقشانرا بگيرى و سپس تقصير كنى، كنايه از اينكه از خودى و خود كم كردهاى، نه تنها ديگران را: شياطين برونى را، كه درونى را نيز، و اين بسى مهمتر است: تقصير كم كردن است و حلق از بيخ و بن بركندن كه از تقصير برتر است.
اينجا هفت بار در غرقاب و جرگه شياطين مىدوى و در اين سعى دو كارهاى:
١- از شيطانى كه قصدت كرده فرار مىكنى ٢- شيطان هم كه به خيال حمله به تو است دنبال مىكنى، جرگه نبرد و حركت دوجانبه است، حركت دو جبههاى است: نمايش شيطان مگيرى و هم فرار از شيطان، شيطانى كه در جوار كعبه در كمين است نشسته آزادش مگذار، گمان مكن در جبهه منى به كلى مرده و بيجان شده، باز هم رمقى دارد، اينجا پس از تيرباران منى لگدكوبش كن تا آخرين رمق احتماليش را بگيرى، و آن هم كه از ميدان تير فرار كرده اينجا دنبالش كن، مهلتش مده كه اينجا گور شيطانها و شيطنتها است، و چه خوش گفت پيمبر بزرگوار كه «اينجا مباركترين جايگاه زمين است كه هر زورگوى متكبرى در آن ذليل مىشود.»
در آخر كار درس پنجمين را از سعى مىگيريم كه همهاش حركت مستقيم و با نهايت است، و طواف حركتى دورانى و بىنهايت، كه بخشى از سعى براى يافتن زن و آب: دنياى گمشده در طواف است و هايت دارد كه همان مروه است، و طواف حركت به سوى خداست كه سو ندارد و بىنهايت است، ولى سعى حركت خدا خواستهاى است كه به سوى خود كه طبعاً محدود است.
سعى به مروه: مرئه زن: پايان مىپذيرد، كه مرد به سوى زن، و زن هم گرچه به سوى ولى عاقبت به سوى خود و ديگر هيچ، كه زن نمونه واضح