درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤٩
همه مهمتر سلاح بينش صحيح اسلامى است كه حتىالامكان در تمامى جبهههاى استعمار برزمند، و آنجا كه نتواند رزمندگانى نيرومندتر بخواهند.
فكر مكن تو تنهائيو قدرت مبارزه در همه جبههها ندارى، كه بىسربازى و بىبرگ و ساز از عهده قارون برنمىآئى كه مالى ندارى، با استعمار بلعم مبارزه نتوانى كرد كه سواد ندارى بىقدرت و جمعيت از عهده فرعون برنمىآئى كه هيچى نه! كه خدايت فرمود: «وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّهٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ»: «بايد از شما امتى تكوين شود ببار آيد كه به سوى هر چيزى دعوت كنند، امر به معروف و نهى از منكر نمايند.»
تك روى در جبهه غلط است، به جبهه منى بنگر كه همگان يك دست و يك داستان همچون سيل جوشان و چون شيرخروشان به صحنه مىروند، كه دشمن هر كه باشد تنها با آب دهانشان غرق مىشود، تا چه رسد به گلولهبارانشان!
شيطان استعمار/ استبداد كه كارش قلدرى و حكومت به زر و زور است، شيطان استثمار كه همچون زالو انگل جامعه و شغلش مكيدن خونهاست، و شيطان استعمار كه به چهره ميش كار گرگ مىكند، و به صورت زاهد آن كار ديگر مىكند، و با نقشه روحانى نقشه شيطانى دارد، با ريش و عمامهاى كه در بار بر سرش نهاده، با محراب و منبر اوقافى، با تسبيح و سجاده آريا مهرى، اين نكبت از همه خطرناكتر آنچنان فرعون و قارون را آنچنانتر مىكند .. در مسجد و بر فراز منبر دعاگوى ملوكانه است، و بروز سلام در صف نخستين سلامگويان، و در مجالس دعا اوّلين دعاگو! و حتى اين بلعم بىمعرفت در صحراى عرفات هم دعاگوى فرعون است!
تو حاجى بايستى اينگون خودت سوغات شوى و به وطنت برگردى كه با تمام قوا در همه جبههها با شيطان در نبرد باشى، اگر هم نيروى مناسب ندارى