درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٧٩
مسأله ٢١- اگر اصل مالش براى حج ميقاتى كافى نيست، واجب است از ادنى الحل نيابت بگيرند، و اگر اصولًا براى حج كفايت نمىكند بايد عمره مفرده از هر ميقاتى كه ممكن است برايش انجام شود، والّا در صورتى كه حج يا عمره واجب را وصيت كرده احتياطاً به كسى كه حج يا عمره مىرود بدهند كه برايش به اندازه امكان يا عمره ميقاتى و يا لااقل طواف انجام دهد، و در هر صورت ظاهراً مال مورد وصيت حج يا عمره كه كافى براى آنها نيست به ورثه نمىرسد، بلكه در آخر كار بايستى «فى سبيل الله» مصرف شود، مگر آنكه خود ورثه از موارد فىسبيلالله باشند.
مسأله ٢٢- اگر حج واجب يا مورد وصيت را كسى تبرعاً براى ميت انجام داد ظاهراً مال مورد وصيتِ حج به خود ورثه مىرسد.
مسأله ٢٣- اگر وصيت به حج مستحبى كند بايستى از ثلث مالش انجام شود، و اگر هم ثلث كافى نيست حقى از اصل مالش ندارد، برخلاف وصيت به حج نذرى و مانندش كه زياده از ثلث از اصل مالى منظور مىگردد.[١]
مسأله ٢٤- اگر شخص مستطيعى كه حج نرفته مالى به اندازه حج نزد كسى به امانت نهاده و بميرد، اگر ورثه مورد اطمينان دارد كه برايش نيابت خواهند رفت يا خواهند گرفت، طبعاً آنها مقدمند، ولى اگر اطمينانى به آنها نيست، چون اين پول ديگر ارتباطى به وارثان ندارد واجب است در صورت امكان با اجازه
[١] - حكم اين مسأله مانند مسأله( ٢١) است.