درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٣١
حاشيه مشعرالحرام، و از نظر فقه اسرار نيز اينجا بايستى خوب و دقيق ياد خدا كرد گرچه از پيش غافل بودهايد:
«فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ»:
«و اينجا خدايى را ياد كنيد چنانكه رهبريتان فرمود گرچه از پيش از غافلان بوديد».
و اين «پيش» نه تنها پيش از عرفات است، بلكه همه حالات پيش از مشعرالحرام نيز كه از جمله عرفات است، كه شناختهاى نارسيدهاش در جنب باريكبينى شعورگاه مشعرالحرام خود غفلتهائى است!
آنجا عرفات بود: شناختها كه متعدد هم بود، و احياناً درست و نادرست، كامل و ناقص به هم درآميخته و به هم ريخته بود.
و اينجا مشعرالحرام است كه بىمعرفتى يا معرفت ناقص حرام است، بلكه باريكبينى، و مىبينى كه اكنون كثرت به وحدت گرائيده، شناختها از رهگذر يك باريكبينى دقيق گوئى يك شناخت شده، كه اينجا شناخت بىمغز و بىدقت پذيرفته نيست، بلكه در فقه اسرار مشعرالحرام حرام است.
اينجا جاى غربال و پس و پيش زدن شناختها كه متفرقات و ناقصهايش كنار زده مىشود كه حرام است، و كاملهايش به صورت كاملتر شدهاى پذيرفته مىشود كه مشعر است، آرى كه «مشعرالحرام» است.
اينجا شب است و با اينكه حاجيان در هم فشردهترند از نظر شناخت يكديگر دورترند كه هركسى بايستى در خود فرو رود، خوب بيانديشد، نيك غربال كند، افكار و اشياء و اشخاص شناخته عرفات را خوب برانداز و زير و زبر كند، تا آن كثرت ايجاد به وحدت گرايد، تا بتواند با وحدت آن جمع خوب شيطان را در