درسهايى از فقه سياسى اسلام: اسرار، مناسك، ادله حج - صادقى تهرانى، محمد - الصفحة ٣٤٣
قشون حق تير بر دست و تكبير و دعا بر زبان: «الله اكبر- اللهم ادحر عنى كيد الشيطان» حمله دستهجمعى را در شارع الملك: خيابان شاه به شاه شيطان آغاز مىكنند، كه دست تقدير نام جبهه شيطان را نيز خيابان شاه نهاده زيرا شيطان هميشه در خيابان و كوى پادشاهانند!
در ميان اين سربازان زنان و كودكان و سالخوردگان كه در هر جهادى معذورند، اينجا كه بسج عمومى است حتماً در حدود امكان بايستى انجام وظيفه سربازى كنند، اگر هم معذورند، كه نه روز و نه شب توانِ گلوله باران ندارند، نائب بگيرند، كه سرباز معذور گلولهاش معذور نيست و نبايد هدر رود، اگر هم توانست خودش لااقل در جبهه حاضر شود كه از ديدار صحنه محروم نشود.
اينجا وقت اصلى همان روز است كه تير به تاريكى انداختن درست نيست، اگر هم مجبور شدى در شب اندازى نائبت در روز بياندازد، و اگر امروز معذورى نه فردا خودت فردا روز بزن، اگر هم فقط روز آخر مىتوانى همه را با فاصله همان روز آخر بزن، نخست به نيت پيشين و سپس پسين كه لااقل ترتيب حفظ شود.
مگر شيطان و شيطانها فقط در منى لانه و آشيانه دارند، فقط كالهاشان در خيابان شاه است؟ كه هيچ جا نه و فقط «منى» جبهه جنگ با آنهاست؟!
و در هر صورت مگر شيطان فقط سه تاست كه در سه جبهه بايد بمبارانش كرد؟ و چرا در هر يورش فقط هفت گلوله؟
اينها همه رمز و صحنهسازى است خانه خدا و مردم درس شيطان زدن و چگونه به ميدان شيطان رفتن را در مدرسه «منى» ياد گيرند.
خود اين سه جبهه سوء سابقههائى چند دارد كه مدفن سه جاسوس ضد پيمبر است و جايگاه سه بت است، و جولانگاه شيطان در حساسترين امتحانهاى